outdated

[ایالات متحده]/ˌaʊtˈdeɪtɪd/
[بریتانیا]/ˌaʊtˈdeɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دیگر مورد استفاده نیست; قدیمی
v. از مد افتادن

جملات نمونه

clinging to outdated customs.

چسبیدن به رسوم قدیمی.

the fall in output due to outdated equipment

کاهش تولید به دلیل تجهیزات قدیمی

an inefficient design; outdated and inefficient methods.

طراحی ناکارآمد؛ روش‌های قدیمی و ناکارآمد.

reform outdated and irrational rules and regulations

اصلاح قوانین و مقررات قدیمی و غیرمنطقی

That list of addresses is outdated,many have changed.

آن لیست آدرس‌ها قدیمی است، بسیاری تغییر کرده‌اند.

Many of us conform to the outdated customs laid down by our forebears.

بسیاری از ما با آداب و رسوم قدیمی که توسط اجدادمان وضع شده است، مطابقت داریم.

Most of his ideas can be rendered down to a system of thinking based on outdated facts.

بیشتر ایده‌های او را می‌توان به یک سیستم تفکر مبتنی بر حقایق قدیمی تقلیل داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید