clinging to outdated customs.
چسبیدن به رسوم قدیمی.
the fall in output due to outdated equipment
کاهش تولید به دلیل تجهیزات قدیمی
an inefficient design; outdated and inefficient methods.
طراحی ناکارآمد؛ روشهای قدیمی و ناکارآمد.
reform outdated and irrational rules and regulations
اصلاح قوانین و مقررات قدیمی و غیرمنطقی
That list of addresses is outdated,many have changed.
آن لیست آدرسها قدیمی است، بسیاری تغییر کردهاند.
Many of us conform to the outdated customs laid down by our forebears.
بسیاری از ما با آداب و رسوم قدیمی که توسط اجدادمان وضع شده است، مطابقت داریم.
Most of his ideas can be rendered down to a system of thinking based on outdated facts.
بیشتر ایدههای او را میتوان به یک سیستم تفکر مبتنی بر حقایق قدیمی تقلیل داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید