refusable offer
پیشنهاد غیرقابل قبول
refusable request
درخواست غیرقابل قبول
refusable invitation
دعوت غیرقابل قبول
refusable deal
معامله غیرقابل قبول
refusable terms
شرایط غیرقابل قبول
refusable proposal
پیشنهاد غیرقابل قبول
refusable condition
شرایط غیرقابل قبول
refusable benefit
مزیت غیرقابل قبول
refusable chance
شانس غیرقابل قبول
refusable opportunity
فرصت غیرقابل قبول
the offer was refusable, so i decided to decline.
پیشنهاد غیرقابل قبول بود، بنابراین تصمیم گرفتم آن را رد کنم.
her invitation was refusable, but i accepted it anyway.
دعوت او غیرقابل قبول بود، اما با این حال آن را پذیرفتم.
he presented a refusable argument that didn't convince anyone.
او استدلال غیرقابل قبلی ارائه داد که هیچ کس را متقاعد نکرد.
the terms of the contract were refusable if not satisfactory.
اگر رضایت بخش نبود، شرایط قرارداد غیرقابل قبول بود.
there was a refusable clause in the agreement.
در توافقنامه یک بند غیرقابل قبول وجود داشت.
she felt the proposal was refusable and not worth considering.
او احساس کرد که پیشنهاد غیرقابل قبول است و ارزش بررسی ندارد.
the deal was refusable after reviewing the conditions.
پس از بررسی شرایط، معامله غیرقابل قبول بود.
his explanation was refusable, lacking evidence.
توضیحات او غیرقابل قبول بود، فاقد مدرک.
the invitation felt refusable due to the timing.
به دلیل زمانبندی، دعوت غیرقابل قبول به نظر میرسید.
they made a refusable offer that didn't meet our needs.
آنها پیشنهادی غیرقابل قبول ارائه دادند که نیازهای ما را برآورده نکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید