refusable

[ایالات متحده]/rɪˈfjuːzəbl/
[بریتانیا]/rɪˈfjuzəbl/

ترجمه

adj. قابل رد شدن

عبارات و ترکیب‌ها

refusable offer

پیشنهاد غیرقابل قبول

refusable request

درخواست غیرقابل قبول

refusable invitation

دعوت غیرقابل قبول

refusable deal

معامله غیرقابل قبول

refusable terms

شرایط غیرقابل قبول

refusable proposal

پیشنهاد غیرقابل قبول

refusable condition

شرایط غیرقابل قبول

refusable benefit

مزیت غیرقابل قبول

refusable chance

شانس غیرقابل قبول

refusable opportunity

فرصت غیرقابل قبول

جملات نمونه

the offer was refusable, so i decided to decline.

پیشنهاد غیرقابل قبول بود، بنابراین تصمیم گرفتم آن را رد کنم.

her invitation was refusable, but i accepted it anyway.

دعوت او غیرقابل قبول بود، اما با این حال آن را پذیرفتم.

he presented a refusable argument that didn't convince anyone.

او استدلال غیرقابل قبلی ارائه داد که هیچ کس را متقاعد نکرد.

the terms of the contract were refusable if not satisfactory.

اگر رضایت بخش نبود، شرایط قرارداد غیرقابل قبول بود.

there was a refusable clause in the agreement.

در توافقنامه یک بند غیرقابل قبول وجود داشت.

she felt the proposal was refusable and not worth considering.

او احساس کرد که پیشنهاد غیرقابل قبول است و ارزش بررسی ندارد.

the deal was refusable after reviewing the conditions.

پس از بررسی شرایط، معامله غیرقابل قبول بود.

his explanation was refusable, lacking evidence.

توضیحات او غیرقابل قبول بود، فاقد مدرک.

the invitation felt refusable due to the timing.

به دلیل زمان‌بندی، دعوت غیرقابل قبول به نظر می‌رسید.

they made a refusable offer that didn't meet our needs.

آنها پیشنهادی غیرقابل قبول ارائه دادند که نیازهای ما را برآورده نکرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید