refuse to cooperate
امکان همکاری را نداریم
municipal refuse
زبالههای شهری
refuse to do
انکار انجام دادن
refuse treatment
امتناع از درمان
refuse collection
جمع آوری زباله
refuse disposal
دور انداختن زباله
coal refuse
خاکستر زغال سنگ
refuse dump
محل دفن زباله
refuse transfer station
ایستگاه انتقال زباله
refuse to be dictated
ممنوعیت دیکته شدن را رد کنید
I refuse to kowtow to anyone.
من از مطیع شدن در برابر هیچ کس امتناع می کنم.
Put all the refuse in the litterbin.
همه زباله ها را در سطل زباله بریزید.
refuse to compliment with one another
امکان ندارد با یکدیگر تعارف کنند
refuse to recognize sb. any longer
دیگر تمایلی به شناخت کسی نداشته باشند
refuse to submit to an unjust decision
امتناع از تسلیم شدن به تصمیم غیرمنصفانه
They refused to obey.
آنها از اطاعت امتناع کردند.
incineration of municipal refuse
تخریب زبالههای شهری
He resolutely refused their bribe.
او قاطعانه از رشوه آنها امتناع کرد.
She stubbornly refused to cooperate.
او به طور سرسختانه از همکاری امتناع کرد.
a wine that refuses to clear.
نوعی شراب که تمایل به شفاف شدن ندارد.
the bank refused to extend their credit.
بانک از ارائه اعتبار به آنها امتناع کرد.
they flatly refused to play.
آنها به طور قاطع از بازی کردن امتناع کردند.
the surgeons refused to operate.
جراحان از انجام عمل جراحی امتناع کردند.
they refused to stay overnight.
آنها از ماندن شبانه امتناع کردند.
insurers can refuse to pay out.
بیمهگران میتوانند از پرداخت امتناع کنند.
Rachel refused to be provoked.
راشل از تحریک شدن امتناع کرد.
" Do you mean that she refused him" ?
منظورتان این است که او از او امتناع کرد؟
منبع: Persuasion (Part 1)Even if he refuses, you must insist.
حتی اگر او امتناع کند، شما باید اصرار کنید.
منبع: Spirited Away SelectionAnd it's OK if you refuse to listen to me.
و اشکالی ندارد اگر از شنیدن حرف من امتناع کنید.
منبع: United Nations Youth SpeechBut she didn't know how to refuse.
اما او نمیدانست چگونه امتناع کند.
منبع: Airborne English: Everyone speaks English.In theory, at least, people can refuse work.
در تئوری، حداقل، مردم میتوانند از انجام کار امتناع کنند.
منبع: The Economist (Summary)In your shoes, I'd probably refuse too.
به جای شما، احتمالاً من هم امتناع میکردم.
منبع: Movie trailer screening roomNo bastard was ever refused a seat there.
هیچ نامردی هرگز از نشستن در آنجا امتناع نشده است.
منبع: Game of Thrones (Season 1)The brigades have mostly refused, Fatah officials say.
گفته میشود گردانها بیشتر امتناع کردهاند.
منبع: Christian Science Monitor (Article Edition)You also refuse to authorize emotional countermeasures.
شما همچنین از تأیید اقدامات متقابل عاطفی امتناع میکنید.
منبع: Rick and Morty Season 2 (Bilingual)Mr. Trump has consistently refused to concede the election.
آقای ترامپ به طور مداوم از پذیرش انتخابات امتناع کرده است.
منبع: BBC Listening November 2020 Collectionلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید