refuse

[ایالات متحده]/rɪ'fjuːz/
[بریتانیا]/ri'fjʊz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. & vi. کاهش; رد کردن
n. زباله; آشغال

عبارات و ترکیب‌ها

refuse to cooperate

امکان همکاری را نداریم

municipal refuse

زباله‌های شهری

refuse to do

انکار انجام دادن

refuse treatment

امتناع از درمان

refuse collection

جمع آوری زباله

refuse disposal

دور انداختن زباله

coal refuse

خاکستر زغال سنگ

refuse dump

محل دفن زباله

refuse transfer station

ایستگاه انتقال زباله

جملات نمونه

refuse to be dictated

ممنوعیت دیکته شدن را رد کنید

I refuse to kowtow to anyone.

من از مطیع شدن در برابر هیچ کس امتناع می کنم.

Put all the refuse in the litterbin.

همه زباله ها را در سطل زباله بریزید.

refuse to compliment with one another

امکان ندارد با یکدیگر تعارف کنند

refuse to recognize sb. any longer

دیگر تمایلی به شناخت کسی نداشته باشند

refuse to submit to an unjust decision

امتناع از تسلیم شدن به تصمیم غیرمنصفانه

They refused to obey.

آنها از اطاعت امتناع کردند.

incineration of municipal refuse

تخریب زباله‌های شهری

He resolutely refused their bribe.

او قاطعانه از رشوه آنها امتناع کرد.

She stubbornly refused to cooperate.

او به طور سرسختانه از همکاری امتناع کرد.

a wine that refuses to clear.

نوعی شراب که تمایل به شفاف شدن ندارد.

the bank refused to extend their credit.

بانک از ارائه اعتبار به آنها امتناع کرد.

they flatly refused to play.

آنها به طور قاطع از بازی کردن امتناع کردند.

the surgeons refused to operate.

جراحان از انجام عمل جراحی امتناع کردند.

they refused to stay overnight.

آنها از ماندن شبانه امتناع کردند.

insurers can refuse to pay out.

بیمه‌گران می‌توانند از پرداخت امتناع کنند.

Rachel refused to be provoked.

راشل از تحریک شدن امتناع کرد.

نمونه‌های واقعی

" Do you mean that she refused him" ?

منظورتان این است که او از او امتناع کرد؟

منبع: Persuasion (Part 1)

Even if he refuses, you must insist.

حتی اگر او امتناع کند، شما باید اصرار کنید.

منبع: Spirited Away Selection

And it's OK if you refuse to listen to me.

و اشکالی ندارد اگر از شنیدن حرف من امتناع کنید.

منبع: United Nations Youth Speech

But she didn't know how to refuse.

اما او نمی‌دانست چگونه امتناع کند.

منبع: Airborne English: Everyone speaks English.

In theory, at least, people can refuse work.

در تئوری، حداقل، مردم می‌توانند از انجام کار امتناع کنند.

منبع: The Economist (Summary)

In your shoes, I'd probably refuse too.

به جای شما، احتمالاً من هم امتناع می‌کردم.

منبع: Movie trailer screening room

No bastard was ever refused a seat there.

هیچ نامردی هرگز از نشستن در آنجا امتناع نشده است.

منبع: Game of Thrones (Season 1)

The brigades have mostly refused, Fatah officials say.

گفته می‌شود گردان‌ها بیشتر امتناع کرده‌اند.

منبع: Christian Science Monitor (Article Edition)

You also refuse to authorize emotional countermeasures.

شما همچنین از تأیید اقدامات متقابل عاطفی امتناع می‌کنید.

منبع: Rick and Morty Season 2 (Bilingual)

Mr. Trump has consistently refused to concede the election.

آقای ترامپ به طور مداوم از پذیرش انتخابات امتناع کرده است.

منبع: BBC Listening November 2020 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید