agreeable

[ایالات متحده]/əˈɡriːəbl/
[بریتانیا]/əˈɡriːəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مایل به توافق یا سازش، خوشایند و رضایت‌بخش

جملات نمونه

be agreeable to the ear

دلنشین بودن

be agreeable to sth.

با چیزی موافق بودن

a cheerful and agreeable companion.

یک همراه شاد و دلنشین.

Is this agreeable to you?

آیا این برای شما قابل قبول است؟

an agreeable warmth in the house.

یک گرما دلنشین در خانه.

an affable and agreeable companion.

یک همراه صمیمی و خوشایند.

pretty girl of agreeable rondure

یک دختر زیبا با فرم دلنشین

they were agreeable to its publication.

آنها با انتشار آن موافق بودند.

his easy and agreeable manner.

رفتار آسان و دلنشین او.

She has an agreeable voice.

او صدای دلنشینی دارد.

Are you agreeable to my suggestion?

آیا شما با پیشنهاد من موافقید؟

He was quite agreeable to accepting the plan.

او کاملاً با پذیرش طرح موافق بود.

It's very agreeable to have you here.

بسیار خوشایند است که شما اینجا هستید.

a compromise which might be agreeable to both coal owners and unions.

یک مصالحه که ممکن است برای صاحبان معادن و اتحادیه ها قابل قبول باشد.

I find her a very agreeable woman.

من او را یک زن بسیار دلنشین می یابم.

We are all agreeable to do what you suggest.

ما همه با انجام آنچه پیشنهاد می کنید موافقیم.

An agreeable personality is a great asset; proved herself an asset to the company.

یک شخصیت دلنشین یک دارایی بزرگ است؛ او ثابت کرد که برای شرکت یک دارایی است.

He was the same thin, pleasant, alert, rather agreeable soul that he had been in the heyday of his clerkly prosperity.

او همان روح لاغر، دلپذیر، هوشیار و نسبتاً دلنشین بود که در دوران اوج شکوفایی شغلی او وجود داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید