regained control
باز کنترل را به دست آورد
regained strength
باز قدرت را به دست آورد
regained focus
باز تمرکز را به دست آورد
regained confidence
باز اعتماد به نفس را به دست آورد
regained momentum
باز حرکت را به دست آورد
regained position
باز جایگاه را به دست آورد
regained balance
باز تعادل را به دست آورد
regained trust
باز اعتماد را به دست آورد
regained health
باز سلامتی را به دست آورد
regained territory
باز قلمرو را به دست آورد
she regained her confidence after the presentation.
او پس از ارائه، اعتماد به نفس خود را دوباره به دست آورد.
the team regained control of the game in the second half.
در نیمه دوم، تیم دوباره کنترل بازی را به دست آورد.
after a long break, he finally regained his passion for painting.
پس از یک استراحت طولانی، او سرانجام اشتیاق خود را برای نقاشی دوباره به دست آورد.
she regained her strength after a week of rest.
او پس از یک هفته استراحت، قدرت خود را دوباره به دست آورد.
the country has regained its economic stability.
کشور ثبات اقتصادی خود را دوباره به دست آورده است.
he regained his composure during the stressful situation.
او در شرایط استرس زا، آرامش خود را دوباره به دست آورد.
they regained their friendship after resolving the misunderstanding.
آنها پس از رفع سوء تفاهم، دوستی خود را دوباره به دست آوردند.
after the surgery, she gradually regained her mobility.
پس از جراحی، او به تدریج توانایی حرکت خود را دوباره به دست آورد.
the athlete regained his title after a year of training.
ورزشکار پس از یک سال تمرین، عنوان خود را دوباره به دست آورد.
he regained his focus and finished the project on time.
او تمرکز خود را دوباره به دست آورد و پروژه را به موقع به پایان رساند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید