acquired company
شرکت خریداری شده
acquired taste
سلیقه اکتسابی
acquired skill
مهارت اکتسابی
acquired immunodeficiency syndrome
سندرم نقص ایمنی اکتسابی
acquired immunity
ایمنی اکتسابی
acquired resistance
مقاومت اکتسابی
I've acquired a taste for whisky.
من سلیقهای برای ویسکی پیدا کردهام.
pumpkin pie is an acquired taste.
پای کدو تنبل یک سلیقه اکتسابی است.
a painting acquired by bequest.
یک نقاشی که به ارث رسیده است.
Whisky is an acquired taste.
ویسکی یک سلیقه اکتسابی است.
Acquired immunity, adaptable cytoprotection and RNA interference are organism acquired defense functions.
ایمنی اکتسابی، سیتوپروکسیون قابل انعطاف و تداخل RNA، عملکردهای دفاعی اکتسابی ارگانیسمی هستند.
they wanted to spend their newly acquired brass.
آنها میخواستند برنجهای به دست آمدهی خود را خرج کنند.
he acquired an intimacy with Swahili literature.
او صمیمیت با ادبیات سواحلی به دست آورد.
a curator accessioning newly acquired paintings.
یک ویراستار که نقاشی های جدید را در حال جمع آوری است.
a newly acquired hi-fi system.
یک سیستم صوتی هایفای به تازگی خریداری شده.
he had acquired quite a suntan.
او یک برنزه بسیار خوب به دست آورده بود.
We must cherish experience acquired at the cost of blood.
ما باید تجربیاتی را که به قیمت خون به دست آمدهاند، گرامی بداریم.
She acquired a knowledge of the English by careful study.
او با مطالعه دقیق، دانش انگلیسی را به دست آورد.
He acquired a property on present form.
او یک ملک را در فرم فعلی به دست آورد.
The picture was acquired by bequest in 1921.
این نقاشی در سال 1921 به ارث رسید.
Decaffeinated coffee is an acquired taste.
قهوه بدون کافئین یک سلیقه اکتسابی است.
He has acquired a reputation for dishonesty.
او به شهرت دروغگویی معروف شده است.
The diving school has acquired a franchise for scuba equipment.
موسسه غواصی حق امتیاز فروش تجهیزات غواصی اسکنبا را به دست آورده است.
I acquired lasting respect for tradition and veneration for the past.
من احترام پایدار و احترام به سنت و گذشته را به دست آوردم.
acquired company
شرکت خریداری شده
acquired taste
سلیقه اکتسابی
acquired skill
مهارت اکتسابی
acquired immunodeficiency syndrome
سندرم نقص ایمنی اکتسابی
acquired immunity
ایمنی اکتسابی
acquired resistance
مقاومت اکتسابی
I've acquired a taste for whisky.
من سلیقهای برای ویسکی پیدا کردهام.
pumpkin pie is an acquired taste.
پای کدو تنبل یک سلیقه اکتسابی است.
a painting acquired by bequest.
یک نقاشی که به ارث رسیده است.
Whisky is an acquired taste.
ویسکی یک سلیقه اکتسابی است.
Acquired immunity, adaptable cytoprotection and RNA interference are organism acquired defense functions.
ایمنی اکتسابی، سیتوپروکسیون قابل انعطاف و تداخل RNA، عملکردهای دفاعی اکتسابی ارگانیسمی هستند.
they wanted to spend their newly acquired brass.
آنها میخواستند برنجهای به دست آمدهی خود را خرج کنند.
he acquired an intimacy with Swahili literature.
او صمیمیت با ادبیات سواحلی به دست آورد.
a curator accessioning newly acquired paintings.
یک ویراستار که نقاشی های جدید را در حال جمع آوری است.
a newly acquired hi-fi system.
یک سیستم صوتی هایفای به تازگی خریداری شده.
he had acquired quite a suntan.
او یک برنزه بسیار خوب به دست آورده بود.
We must cherish experience acquired at the cost of blood.
ما باید تجربیاتی را که به قیمت خون به دست آمدهاند، گرامی بداریم.
She acquired a knowledge of the English by careful study.
او با مطالعه دقیق، دانش انگلیسی را به دست آورد.
He acquired a property on present form.
او یک ملک را در فرم فعلی به دست آورد.
The picture was acquired by bequest in 1921.
این نقاشی در سال 1921 به ارث رسید.
Decaffeinated coffee is an acquired taste.
قهوه بدون کافئین یک سلیقه اکتسابی است.
He has acquired a reputation for dishonesty.
او به شهرت دروغگویی معروف شده است.
The diving school has acquired a franchise for scuba equipment.
موسسه غواصی حق امتیاز فروش تجهیزات غواصی اسکنبا را به دست آورده است.
I acquired lasting respect for tradition and veneration for the past.
من احترام پایدار و احترام به سنت و گذشته را به دست آوردم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید