team regroups
تیم دوباره سازماندهی می کند
regroups quickly
به سرعت دوباره سازماندهی می کند
regroups effectively
به طور موثر دوباره سازماندهی می کند
regroups after
پس از دوباره سازماندهی می کند
regroups for action
برای اقدام دوباره سازماندهی می کند
regroups and strategizes
دوباره سازماندهی و برنامه ریزی می کند
regroups the troops
نیروها را دوباره سازماندهی می کند
regroups in safety
در امنیت دوباره سازماندهی می کند
regroups to discuss
برای بحث دوباره سازماندهی می کند
regroups for support
برای پشتیبانی دوباره سازماندهی می کند
the team regroups after a tough match.
تیم پس از یک مسابقه سخت، دوباره سازماندهی میشود.
after the break, the project team regroups to discuss the next steps.
پس از وقفه، تیم پروژه برای بحث در مورد مراحل بعدی، دوباره سازماندهی میشود.
she regroups her thoughts before the presentation.
او قبل از ارائه، افکار خود را دوباره مرتب میکند.
the company regroups its resources to tackle new challenges.
شرکت منابع خود را برای مقابله با چالشهای جدید، دوباره سازماندهی میکند.
after the storm, the community regroups to rebuild.
پس از طوفان، جامعه برای بازسازی، دوباره سازماندهی میشود.
the soldiers regroup in a safe location.
سربازان در یک مکان امن، دوباره سازماندهی میشوند.
he takes a moment to regroup before continuing.
او قبل از ادامه دادن، لحظهای را برای دوباره سازماندهی کردن به خود میدهد.
the coach encourages the players to regroup and focus.
مربی بازیکنان را تشویق میکند تا دوباره سازماندهی شوند و تمرکز کنند.
after the setback, the organization quickly regroups.
پس از پسرفت، سازمان به سرعت دوباره سازماندهی میشود.
the team regroups to strategize for the next game.
تیم برای طراحی استراتژی برای بازی بعدی، دوباره سازماندهی میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید