separates

[ایالات متحده]/ˈsɛpəreɪts/
[بریتانیا]/ˈsɛpəreɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. سوم شخص مفرد از جدا کردن؛ باعث جدا شدن شدن؛ تمایز قائل شدن؛ تقسیم کردن

عبارات و ترکیب‌ها

separates two

جدا کننده دو

separates us

ما را از هم جدا می‌کند

separates lines

خطوط را از هم جدا می‌کند

separates ideas

ایده‌ها را از هم جدا می‌کند

separates groups

گروه‌ها را از هم جدا می‌کند

separates colors

رنگ‌ها را از هم جدا می‌کند

separates space

فضای خالی را جدا می‌کند

separates sections

بخش‌ها را از هم جدا می‌کند

separates parts

قطعات را از هم جدا می‌کند

separates thoughts

افکار را از هم جدا می‌کند

جملات نمونه

the river separates the two towns.

رودخانه دو شهر را از هم جدا می‌کند.

the teacher separates the students into groups.

معلم دانش‌آموزان را به گروه‌ها تقسیم می‌کند.

she separates her work from her personal life.

او کار خود را از زندگی شخصی‌اش جدا می‌کند.

the fence separates the garden from the yard.

نرده باغ را از حیاط جدا می‌کند.

he separates the facts from the opinions.

او حقایق را از نظرات جدا می‌کند.

water separates from oil easily.

آب به راحتی از روغن جدا می‌شود.

the law separates public and private spaces.

قانون فضاهای عمومی و خصوصی را جدا می‌کند.

the manager separates the tasks among the team.

مدیر وظایف را بین تیم تقسیم می‌کند.

the software separates different user profiles.

نرم‌افزار پروفایل‌های کاربری مختلف را جدا می‌کند.

she separates the laundry into colors and whites.

او لباس‌ها را بر اساس رنگ و سفید جدا می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید