repulse

[ایالات متحده]/rɪˈpʌls/
[بریتانیا]/rɪˈpʌls/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. پس زدن، رد کردن
n. شکست، رد شدن

عبارات و ترکیب‌ها

feel repulsed

احساس انزجار

repulse the enemy

دشمن را پس بزن

repulse bay

خلیج رپلِس

جملات نمونه

The gruesome scene repulsed the onlookers.

صحنه وحشتناک باعث انزجار حضار شد.

The foul smell repulsed the customers.

بوی بد باعث انزجار مشتریان شد.

His rude behavior repulsed everyone at the party.

رفتار بی‌ادبانه او باعث انزجار همه کسانی که در مهمانی بودند شد.

The sight of blood repulses me.

صحنه خونریزی من را منزجر می‌کند.

The dictator's oppressive regime repulsed the citizens.

رژیم سرکوبگر دیکتاتور باعث انزجار شهروندان شد.

The slimy texture of the food repulsed her.

بافت لزج غذا باعث انزجار او شد.

The thought of eating insects repulses many people.

فکر خوردن حشرات باعث انزجار بسیاری از مردم می‌شود.

The politician's lies repulsed the voters.

چهارگان‌های سیاستمدار باعث انزجار رای‌دهندگان شد.

The violent movie scenes repulsed some audience members.

صحنه‌های خشن فیلم باعث انزجار برخی از تماشاگران شد.

The aggressive sales tactics repulsed potential customers.

روش‌های فروش تهاجمی باعث انزجار مشتریان بالقوه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید