ring

[ایالات متحده]/rɪŋ/
[بریتانیا]/rɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. صدای زنگ; ضربه به ساعت; طنین; تشکیل یک دایره
n. صدای زنگ یا ساعت; شی circular; میدان بوکس; تکه جواهر که در انگشت یا دور مچ پوشیده می‌شود
vt. صدای زنگ; ضربه به ساعت; احاطه کردن; دایره کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

wedding ring

انگشتر ازدواج

engagement ring

انگشتر نامزدی

diamond ring

انگشتر الماس

gold ring

نعل طلایی

silver ring

حلقه نقره

ring road

جاده حلقوی

ring in

حلقه در

ring with

حلقه با

outer ring

حلقه بیرونی

ring the bell

زنگ را به صدا درآوردن

piston ring

واشر پیستون

ring for

حلقه برای

inner ring

حلقه داخلی

sealing ring

حلقه آب‌بندی

ring rolling

چرخاندن حلقه

ring spinning

ریسندگی حلقه

seal ring

حلقه آب‌بندی

key ring

جاکلیدی

ring finger

انگشت حلقه

ring laser

لیزر حلقه‌ای

ring a bell

آشنا بودن

جملات نمونه

There was a ring at the door.

در پشت در زنگی به صدا درآمد.

the name rings a bell.

این اسم آشناست.

That ring is not worth a pin.

آن حلقه ارزش یک سنجاق سر را هم ندارد.

I'll ring for the maid.

خدمتکار را صدا خواهم کرد.

a story that rings true.

داستانی که درست به نظر می‌رسد.

a clock that rings the hour.

ساعتی که ساعت را به صدا در می آورد.

ring up a sale.

فروش را ثبت کنید.

The ring was very costly.

حلقه بسیار گران بود.

a ring with a diamond in the center

یک حلقه با یک الماس در مرکز

This ring is genuine gold.

این حلقه طلای خالص است.

Please ring the doctor.

لطفا دکتر را صدا کنید.

There is a ring of scum in the washbasin.

لایه ای از کثیفی در حوضچه وجود دارد.

I'll ring you Monday.

روز دوشنبه با شما تماس خواهم کرد.

the ring fitted perfectly.

درخچه کاملاً مناسب بود.

gave the ring to me for keeps.

آن حلقه را برای همیشه به من داد.

the courthouse was ringed with police.

دادگاه توسط پلیس محاصره شده بود.

the author's honesty rings true.

صداقت نویسنده واقعی به نظر می‌رسد.

نمونه‌های واقعی

Isn't an engagement ring supposed to have a diamond?

آیا قرار نیست انگشتر نامزدی دارای یک الماس باشد؟

منبع: Friends Season 9

Through the balmy air of night how they ring out their delight!

در هوای ملایم شب چگونه شادی خود را فریاد میزنند!

منبع: British Original Language Textbook Volume 6

15. Sure. Oh, the bell is ringing.

۱۵. البته. اوه، ساعت داره زنگ میخوره.

منبع: Past years' high school entrance exam listening comprehension questions.

Hospital gave me back an engagement ring.

بیمارستان انگشتر نامزدی من را پس داد.

منبع: Desperate Housewives Season 3

She polished her ring until it was glossy again.

او انگشترش را تا زمانی که دوباره براق شد، صیقل داد.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

Mom, that's a family heirloom. I'm not giving it to Blair. It's an engagement ring.

مامان، این یک ارثیه خانوادگی است. من آن را به بلیر نمیدهم. این یک انگشتر نامزدی است.

منبع: Gossip Girl Selected

The bigger guy, he wears a ring.

آقای بزرگتر، او یک حلقه دارد.

منبع: American Horror Story Season 1

Notice the red ring around our planet.

به حلقه قرمز اطراف سیاره ما توجه کنید.

منبع: Perspective Encyclopedia of Technology

Where does Jason Momoa buy his rings?

جیسون مومو حلقه‌هایش را از کجا می‌خرد؟

منبع: Connection Magazine

That starts to become that outer ring.

این شروع به تبدیل شدن به آن حلقه بیرونی می‌کند.

منبع: Connection Magazine

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید