ritualization

[ایالات متحده]/ˌrɪtʃuəlaɪˈzeɪʃən/
[بریتانیا]/ˌrɪtʃuəlaɪˈzeɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرایند تبدیل چیزی به آیینی

عبارات و ترکیب‌ها

social ritualization

آیین‌گنجویی اجتماعی

cultural ritualization

آیین‌گنجویی فرهنگی

ritualization process

فرآیند آیین‌گنجویی

ritualization effects

اثرات آیین‌گنجویی

ritualization practices

نظم‌های آیین‌گنجویی

ritualization theory

نظریه آیین‌گنجویی

ritualization dynamics

پویایی آیین‌گنجویی

ritualization trends

روندهای آیین‌گنجویی

ritualization framework

چارچوب آیین‌گنجویی

ritualization phenomena

پدیده‌های آیین‌گنجویی

جملات نمونه

the ritualization of daily routines can bring comfort.

آيين‌گراییِ روال‌های روزانه می‌تواند آرامش‌بخش باشد.

many cultures emphasize the ritualization of life events.

فرهنگ‌های بسیاری بر آيين‌گرایی رویدادهای زندگی تاکید دارند.

ritualization helps to create a sense of community.

آيين‌گرایی به ایجاد حس اجتماع کمک می‌کند.

she believes in the ritualization of her morning coffee.

او به آيين‌گرایی قهوه صبحش اعتقاد دارد.

the ritualization of holidays enhances their significance.

آيين‌گرایی تعطیلات، اهمیت آن‌ها را افزایش می‌دهد.

ritualization can transform ordinary actions into meaningful experiences.

آيين‌گرایی می‌تواند اقدامات معمولی را به تجربیات معنادار تبدیل کند.

he studied the ritualization of grief in different cultures.

او آيين‌گرایی غم و اندوه را در فرهنگ‌های مختلف مطالعه کرد.

the ritualization of greetings varies across societies.

آيين‌گرایی احوالپرسی در سراسر جوامع متفاوت است.

ritualization can provide a framework for understanding life changes.

آيين‌گرایی می‌تواند چارچوبی برای درک تغییرات زندگی ارائه دهد.

they discussed the ritualization of sports events and its impact.

آن‌ها در مورد آيين‌گرایی رویدادهای ورزشی و تأثیر آن بحث کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید