institutionalization

[ایالات متحده]/ɪnˌstɪtʃuʃənəlaɪˈzeɪʃən/
[بریتانیا]/ɪnˌstɪtuʃənəlaɪˈzeɪʃən/

ترجمه

n. فرآیند ایجاد یک نرم یا استاندارد در یک سازمان یا فرهنگ؛ عمل قرار دادن فردی در یک مرکز ساختاریافته، مانند بیمارستان یا زندان؛ فرآیند رسمی و ساختارمند کردن قوانین و سیستم‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

institutionalization process

فرآیند نهادینه سازی

avoid institutionalization

اجتناب از نهادینه سازی

institutionalization risks

خطرات نهادینه سازی

institutionalization challenges

چالش های نهادینه سازی

institutionalization effect

اثر نهادینه سازی

institutionalization of care

نهادینه سازی مراقبت

institutionalization debate

بحث درباره نهادینه سازی

institutionalization policy

سیاست نهادینه سازی

preventing institutionalization

جلوگیری از نهادینه سازی

institutionalization outcomes

نتایج نهادینه سازی

جملات نمونه

the rapid institutionalization of healthcare in the 20th century dramatically changed patient care.

نهادینه‌سازی سریع مراقبت‌های بهداشتی در قرن بیستم، به طور چشمگیری مراقبت از بیماران را تغییر داد.

we need to avoid the institutionalization of creativity and encourage individual expression.

ما باید از نهادینه‌سازی خلاقیت اجتناب کنیم و بیان فردی را تشویق کنیم.

the institutionalization of these practices ensured consistency across all branches.

نهادینه‌سازی این شیوه‌ها، سازگاری در سراسر شاخه‌ها را تضمین کرد.

there are concerns about the potential for over-institutionalization within the system.

نگرانی‌هایی در مورد احتمال نهادینه‌سازی بیش از حد در سیستم وجود دارد.

the process of institutionalization can sometimes stifle innovation and flexibility.

فرآیند نهادینه‌سازی گاهی اوقات می‌تواند نوآوری و انعطادپذیری را سرکوب کند.

successful institutionalization requires careful planning and stakeholder buy-in.

نهادینه‌سازی موفقیت‌آمیز نیازمند برنامه‌ریزی دقیق و حمایت ذینفعان است.

the institutionalization of data security protocols is crucial for protecting sensitive information.

نهادینه‌سازی پروتکل‌های امنیت داده برای محافظت از اطلاعات حساس بسیار مهم است.

the government is promoting the institutionalization of renewable energy sources.

دولت در حال ترویج نهادینه‌سازی منابع انرژی تجدیدپذیر است.

we must be wary of the unintended consequences of institutionalization.

ما باید در مورد عواقب ناخواسته نهادینه‌سازی هوشیار باشیم.

the institutionalization of these reforms will take several years to fully implement.

نهادینه‌سازی این اصلاحات چندین سال طول می‌کشد تا به طور کامل اجرا شود.

the goal is not institutionalization, but rather standardization of best practices.

هدف نهادینه‌سازی نیست، بلکه استانداردسازی بهترین شیوه‌ها است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید