practice

[ایالات متحده]/ˈpræktɪs/
[بریتانیا]/ˈpræktɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تمرین، آموزش، تجربه عملی؛ کلینیک؛ روال.

عبارات و ترکیب‌ها

practice makes perfect

تمرین، کلید کمال است

practice regularly

به طور منظم تمرین کنید

solo practice

تمرین انفرادی

practice session

جلسه تمرین

practice diligently

به طور مداوم تمرین کنید

practice drills

تمرینات عملی

practice makes progress

تمرین باعث پیشرفت می‌شود

practice routine

برنامه تمرین

in practice

در عمل

practice of

تمرین...

into practice

به کار بردن

teaching practice

تمرین تدریس

clinical practice

عمل بالینی

engineering practice

روش های مهندسی

judicial practice

عملکرد قضایی

practice teaching

تمرین تدریس

social practice

تمرین اجتماعی

put into practice

به کار بریدن

good practice

تمرین خوب

international practice

عملکرد بین‌المللی

construction practice

تمرین ساخت و ساز

management practice

تمرین مدیریت

common practice

روش معمول

medical practice

کلینیک پزشکی

best practice

بهترین روش

design practice

تمرین طراحی

educational practice

تمرین آموزشی

legal practice

فعالیت حقوقی

جملات نمونه

the practice of swidden.

ورزش سویدن

the practice of law.

ورزش قانون

to practice monogamy

برای تمرین یکدستی

To practice thrift is a virtue.

صرفه جویی کردن فضیلت است.

practice a dance step.

تمرین یک مرحله رقص.

to practice strict economy

برای تمرین اقتصاد سختگیرانه

the practice of allopathy

ورزش آلپاتی

by repetitious practice

با تمرین تکراری

the practice arose in the nineteenth century.

این عمل در قرن نوزدهم ریشه گرفت.

it was the practice to pen the sheep for clipping.

بر حسب عادت، گوسفندان را برای کوتاه کردن پشم می‌بردند.

he was out of practice at interrogation.

او در بازجویی از تمرین دور بود.

the practice of reading in bed

ورزش خواندن در رختخواب

practice the shot put;

تمرین پرتاب وزنه کنید;

You ought to practice more.

شما باید بیشتر تمرین کنید.

Taylor was in practice with two colleagues.

تایلور با دو همکار در حال تمرین بود.

You don't practice enough.

شما به اندازه کافی تمرین نمی کنید.

exercise a platoon.See Synonyms at practice

یک گروهان را تمرین کنید. برای مترادف ها به تمرین مراجعه کنید

He was a practiced musician.

او یک نوازنده با تجربه بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید