ritually

[ایالات متحده]/'ritjuəli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به شیوه‌ای مرتبط با آیین‌ها

جملات نمونه

ritually prepare for a special occasion

برای یک مناسبت خاص به طور معمول آماده شوید

ritually mark important milestones

به طور معمول نقاط عطف مهم را مشخص کنید

ritually bless a new home

به طور معمول خانه‌ی جدید را خوش‌یمن کنید

نمونه‌های واقعی

Hair was ritually combed before battle.

موها قبل از نبرد به طور آیینی شانه زده می‌شدند.

منبع: BBC documentary "Civilization"

Oh, I do. I just don't care to watch them ritually mutilate their child.

اوه، من این کار را انجام می‌دهم. من فقط نمی‌خواهم آنها به طور آیینی فرزندشان را ناقص کنند.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 4

Still others were sunk in lakes, put out to sea, ritually cannibalized, or cremated.

هنوز دیگران در دریاها غرق شدند، به دریا رانده شدند، به طور آیینی انسان‌خواری کردند یا سوزانده شدند.

منبع: TED-Ed (video version)

Banquets, moreover, create a rare space where formal rituals are enacted: the guest list, menu, and seating - are ritually scripted.

همچنین، جشن‌ها یک فضای نادر ایجاد می‌کنند که در آن آیین‌های رسمی انجام می‌شوند: لیست مهمانان، منو و نشستن - به طور آیینی نوشته می‌شوند.

منبع: An Intermediate Course of Interpretation

Technically, challah refers to any bread that has been ritually sanctified, but most people know it as a sweet, leavened, egg-enriched braided loaf.

از نظر فنی، چاله به هر نانی اشاره دارد که به طور آیینی تقدیس شده است، اما بیشتر مردم آن را به عنوان یک نان شیرین، پف‌دار و غنی‌شده با تخم‌مرغ می‌شناسند.

منبع: The Economist Culture

The season long festival for Lono is call " Makahiki" and during this the Hawaiian King, who is associated with Ku, is ritually defeated.

جشنواره طولانی سال برای لونو به "ماکاهیکی" معروف است و در طول آن پادشاه هاوایی که با کو مرتبط است، به طور آیینی شکست می خورد.

منبع: World History Crash Course

And there's a further problem with the " Cook equals Lono" equation, which is that nothing in Hawaiian religion has any of their gods being ritually killed.

و مشکل دیگری نیز وجود دارد با معادله "کُک برابر با لونو" که در هیچ یک از باورهای دینی هاوایی، خدایان آنها به طور آیینی کشته نمی شوند.

منبع: World History Crash Course

The dark stone is flecked with white, snake-like streaks, which gives it its name, serpentine and when you look more closely, you can see the face has been pierced, and has been ritually scarred.

سنگ تیره با رگه های سفید و مار مانند پوشیده شده است که به آن نام "مارین" می گویند و وقتی بیشتر دقت کنید متوجه می شوید که صورت سوراخ شده و به طور آیینی زخمی شده است.

منبع: BBC documentary "A Hundred Treasures Talk About the Changes of Time"

We clambered unsteadily into a small rocking boat, as, on shore, a handful of handsome young boys in elaborate gold pantaloons held up five-armed oil-lamps and began practicing the purgation by fire they'd ritually perform that night.

ما به سختی و ناامن وارد یک قایق کوچک و تاب خورده شدیم، زیرا در ساحل، گروهی از پسران جوان و خوش تیپ با شلوارهای طلایی پیچیده، چراغ های نفتی پنج شاخه را بالا گرفتند و شروع به تمرین تطهیر با آتش کردند که آن شب به طور آیینی انجام می دادند.

منبع: BBC Reading Selection

A pious Jew of that time would have been rendered ritually unclean by touching a dead body, but Jesus touches the dead body of the daughter of Jairus as He raises her back to life.

یک یهودی متدین در آن زمان با لمس یک جسد، به طور آیینی ناپاک می شد، اما عیسی جسد دختر یایروس را لمس می کند زیرا او را دوباره زنده می کند.

منبع: Catholicism

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید