informally speaking
در واقع
Let's meet informally for coffee.
بیرسمی برای نوشیدن قهوه با هم قرار بگذاریم.
She often dresses informally for work.
او اغلب بهصورت غیررسمی برای کار لباس میپوشد.
We informally agreed to split the bill.
ما بهطور غیررسمی با هم توافق کردیم که قبض را تقسیم کنیم.
They informally discussed the project over lunch.
آنها پروژه را بهطور غیررسمی در طول ناهار مورد بحث قرار دادند.
He informally greeted his neighbors in the hallway.
او بهطور غیررسمی از همسایگانش در راهرو خوشامد گفت.
The team informally decided to postpone the meeting.
تیم بهطور غیررسمی تصمیم گرفت که جلسه را به تعویق بیندازند.
I informally asked her about her vacation plans.
من بهطور غیررسمی از او در مورد برنامههای تعطیلاتش پرسیدم.
She informally mentioned her interest in photography.
او بهطور غیررسمی به علاقه خود به عکاسی اشاره کرد.
They informally agreed to carpool to the event.
آنها بهطور غیررسمی با هم توافق کردند که برای رفتن به رویداد با هم ماشین بروند.
He informally introduced himself to the new colleagues.
او بهطور غیررسمی خود را به همکاران جدید معرفی کرد.
informally speaking
در واقع
Let's meet informally for coffee.
بیرسمی برای نوشیدن قهوه با هم قرار بگذاریم.
She often dresses informally for work.
او اغلب بهصورت غیررسمی برای کار لباس میپوشد.
We informally agreed to split the bill.
ما بهطور غیررسمی با هم توافق کردیم که قبض را تقسیم کنیم.
They informally discussed the project over lunch.
آنها پروژه را بهطور غیررسمی در طول ناهار مورد بحث قرار دادند.
He informally greeted his neighbors in the hallway.
او بهطور غیررسمی از همسایگانش در راهرو خوشامد گفت.
The team informally decided to postpone the meeting.
تیم بهطور غیررسمی تصمیم گرفت که جلسه را به تعویق بیندازند.
I informally asked her about her vacation plans.
من بهطور غیررسمی از او در مورد برنامههای تعطیلاتش پرسیدم.
She informally mentioned her interest in photography.
او بهطور غیررسمی به علاقه خود به عکاسی اشاره کرد.
They informally agreed to carpool to the event.
آنها بهطور غیررسمی با هم توافق کردند که برای رفتن به رویداد با هم ماشین بروند.
He informally introduced himself to the new colleagues.
او بهطور غیررسمی خود را به همکاران جدید معرفی کرد.
Explore frequently searched vocabulary
Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!
Download DictoGo Now