peel and roughly grate the carrots.
هویج ها را پوست بگیرید و به صورت ناخالص رنده کنید.
this is a walk of roughly 13 miles.
این یک پیادهروی به مسافت تقریبی 21 کیلومتر است.
There were roughly 500 people.
تقریباً 500 نفر آنجا بودند.
The island is roughly circular in shape.
جزیره تقریباً به شکل دایرهای است.
the answers were roughly concordant.
پاسخها تقریباً همسو بودند.
1 litre is roughly equal to 1 quart.
1 لیتر تقریباً برابر با 1 کوارت است.
He played roughly with the baby.
او به طور خشن با نوزاد بازی کرد.
The two situations are roughly analogous.
دو وضعیت تقریباً مشابه هستند.
He roughly examined the old records.
او سوابق قدیمی را به طور تقریبی بررسی کرد.
He roughly outlined the plot of the opera.
او به طور تقریبی طرح اپرا را مشخص کرد.
The little boy was pushed roughly aside.
پسر کوچولو به طور خشن کنار گذاشته شد.
He shoved me roughly aside.
او من را به زور کنار هل داد.
as a guide, there are roughly six glasses to a bottle.
به عنوان یک راهنما، تقریباً شش لیوان در هر بطری وجود دارد.
the planets orbit the sun in roughly the same plane.
سیارات به گونهای تقریباً در یک صفحه به دور خورشید میچرخند.
I had roughly four kilometers to go.
تقریباً چهار کیلومتر تا مقصد داشتم.
The amount of food a child needs is roughly proportional to its size.
میزان غذایی که یک کودک نیاز دارد تقریباً متناسب با اندازه آن است.
The company employs men and women in roughly equal proportions.
شرکت، مردان و زنان را تقریباً به طور مساوی استخدام میکند.
He pushed her roughly out of the door.
او به طور خشن از در بیرون هل داد.
If you treat your coat so roughly,it will be worn out soon.
اگر کت خود را اینقدر خشنانه درمان کنید، به زودی کهنه خواهد شد.
people were crouching over roughly built brick fireplaces.
افراد در حال خمیده شدن روی شومینههای آجری ساخته شده بودند.
Roughly 300 savings and loans involved, roughly 600 senior officials.
تقریباً 300 شرکت وامدهی و حدود 600 مقام ارشد درگیر بودند.
منبع: TED Talks (Audio Version) April 2014 CollectionFred grabbed his shoulder and shook it roughly.
فرِد شانهاش را گرفت و به طور تقریبی آن را تکان داد.
منبع: Harry Potter and the Prisoner of AzkabanI reached over roughly and turned her chin.
من به طور تقریبی خم شدم و چانهاش را چرخاند.
منبع: Flowers for AlgernonThen a pair of hands seized him roughly and turned him over.
سپس جفتی دست او را به طور تقریبی گرفتند و او را وارونه کردند.
منبع: 4. Harry Potter and the Goblet of FireThe fashion industry creates roughly 92 million tons of waste annually.
صنعت مد تقریباً 92 میلیون تن زباله در سال تولید میکند.
منبع: CNN 10 Student English of the MonthThe tooth itself can be roughly divided into a few parts.
خود دندان را میتوان به طور تقریبی به چند قسمت تقسیم کرد.
منبع: Osmosis - DigestionI came out of it at the insistence of a hand shaking me roughly.
من با اصرار یک دست که به طور تقریبی من را تکان میداد، از آن خارج شدم.
منبع: Flowers for AlgernonSikes seized her arms roughly. 'The girl's gone mad! '
سایکز به طور تقریبی دستهایش را گرفت. 'آن دختر دیوانه شده است!'
منبع: Oliver Twist (abridged version)96 percent of them roughly, have been positive, four percent of them have been other.
تقریباً 96 درصد از آنها مثبت بوده است، چهار درصد از آنها غیره بوده است.
منبع: TED Talks (Audio Version) April 2014 Collection" Is that right? " said Frank roughly.
"واقعاً؟" فرانک به طور تقریبی گفت.
منبع: Harry Potter and the Goblet of Fireلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید