around

[ایالات متحده]/ə'raʊnd/
[بریتانیا]/ə'raʊnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. در تمام جهات; تقریباً; در نزدیکی
prep. در مکان‌های مختلف; در اطراف; نزدیک.

عبارات و ترکیب‌ها

look around

به اطراف نگاه کن

revolve around

در اطراف بچرخ

around town

در شهر

come around

بیا در اطراف

go around

در اطراف برو

all around

در همه جا

around here

این اطراف

in and around

درون و اطراف

have been around

در اطراف بوده ام

جملات نمونه

a sash around the waist.

یک کمربند در اطراف کمر.

the house around the corner.

خانه در انتهای خیابان.

laze around the house.

در خانه تنبلی کنید.

a spin around town.

یک گشت و گذار در شهر.

they wobble around on their bikes.

آنها با دوچرخه هایشان به اطراف می چرخند.

There was a fence around the yard.

یک حصار در اطراف حیاط وجود داشت.

Scout around for a meal

برای غذا به اطراف بگردید.

There was a wall around the park.

یک دیوار در اطراف پارک وجود داشت.

They sat around the table.

آنها دور میز نشستند.

mosey around the general store

در مغازه عمومی به اطراف قدم بزنید.

the palazzo is built around a courtyard.

کاخ در اطراف یک حیاط ساخته شده است.

cycling around the village.

دوچرخه سواری در اطراف روستا.

it can drill around corners.

می تواند دور زوایا سوراخ کند.

Come around again sometime.

کمی دیگر دوباره سر بزنید.

it's all go around here.

همه چیز اینجا در حال انجام است.

on the political stump around the country.

در تریبون سیاسی در سراسر کشور.

woke up around seven.

حدود ساعت هفت از خواب بیدار شدم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید