look around
به اطراف نگاه کن
revolve around
در اطراف بچرخ
around town
در شهر
come around
بیا در اطراف
go around
در اطراف برو
all around
در همه جا
around here
این اطراف
in and around
درون و اطراف
have been around
در اطراف بوده ام
a sash around the waist.
یک کمربند در اطراف کمر.
the house around the corner.
خانه در انتهای خیابان.
laze around the house.
در خانه تنبلی کنید.
a spin around town.
یک گشت و گذار در شهر.
they wobble around on their bikes.
آنها با دوچرخه هایشان به اطراف می چرخند.
There was a fence around the yard.
یک حصار در اطراف حیاط وجود داشت.
Scout around for a meal
برای غذا به اطراف بگردید.
There was a wall around the park.
یک دیوار در اطراف پارک وجود داشت.
They sat around the table.
آنها دور میز نشستند.
mosey around the general store
در مغازه عمومی به اطراف قدم بزنید.
the palazzo is built around a courtyard.
کاخ در اطراف یک حیاط ساخته شده است.
cycling around the village.
دوچرخه سواری در اطراف روستا.
it can drill around corners.
می تواند دور زوایا سوراخ کند.
Come around again sometime.
کمی دیگر دوباره سر بزنید.
it's all go around here.
همه چیز اینجا در حال انجام است.
on the political stump around the country.
در تریبون سیاسی در سراسر کشور.
woke up around seven.
حدود ساعت هفت از خواب بیدار شدم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید