fast runner
دویدننده سریع
long-distance runner
دوچرخهسوار طولانیمسافت
marathon runner
ماراتندو
sprint runner
دویدننده سرعت
competitive runner
دویدننده رقابتی
hot runner
دویدننده داغ
runner system
سیستم دویدننده
distance runner
دویدننده مسافت
main runner
دویدننده اصلی
front runner
پیشرو
runner plate
صفحه دویدننده
kite runner
دو راننده بادکنک
Runners train for races.
دوچرخهسواران برای مسابقات تمرین میکنند.
the front-runner for the presidential nomination.
پیشرو برای نامزدی ریاست جمهوری.
The runner slid headlong into third base.
دوچرخهسوار با سرعت به سمت پایگاه سوم سر خورد.
packing of runners in a race
بستهبندی دوندگان در مسابقه
felt the runner's pulse;
نبض دوچرخه سوار را احساس کرد؛
Several of the runners fell behind in the race.
چند نفر از دوچرخهسواران در مسابقه عقب افتادند.
The runner has firm muscles.
دوچرخهسوار عضلات محکمی دارد.
The runner hurdled the fence.
دوچرخهسوار از روی حصار پرید.
The faster runner set the pace.
دویدننده سریعتر سرعت را تعیین کرد.
A marathon tests a runner's endurance.
ماراتن استقامت یک دونده را به چالش میکشد.
He timed a runner in the race.
او زمان دوچرخهسوار را در مسابقه محاسبه کرد.
I was slowly closing on the runner ahead of me.
من به آرامی در حال نزدیک شدن به دویدنی بودم که از من جلوتر بود.
Ten runners-up will each receive a sweatshirt.
ده نفر از رتبهبندیهای دوم هر کدام یک تیشرت دریافت خواهند کرد.
The runners in the back were steadily gaining on the leader.
دویدگانی که در عقب بودند، به طور پیوسته در حال پیشی گرفتن از رهبر بودند.
Only two of the runners went the entire distance.
فقط دو نفر از دوچرخهسواران کل مسافت را رفتند.
marathon runners go through the pain barrier.
دوستان ماراتن از سد درد عبور میکنند.
led the runner-up by three strides.
با سه قدم از نفر دوم جلوتر بود.
the runners string out in a line across the road.
دوچرخهسواران در یک خط در طول جاده پخش میشوند.
He was a runner in the war.
او یک دونده در جنگ بود.
منبع: Yale University Open Course: European Civilization (Audio Version)It started out very humbly, two to three runners.
این شروع بسیار متواضعانه بود، دو تا سه دونده.
منبع: CNN 10 Student English April 2019 Collection'I'm a very good runner, ' he says.
'من یک دونده خیلی خوب هستم،' او می گوید.
منبع: BlackCat (Beginner) AudiobookI've got my runners on as well.
من هم دویدن هایم را پوشیده ام.
منبع: Emma's delicious EnglishWell, what about the first long distance runner...
خب، در مورد اولین دونده مسافت طولانی چه میشود...؟
منبع: New Standard High School English Compulsory Volume 5 by Foreign Language Teaching and Research PressRunners lunge or runners stretch or half splits.
دوندگان حمله می کنند یا کشش می کنند یا نصف تقسیم.
منبع: Andrian's yoga classWhen you're a runner, you basically do everything.
وقتی شما یک دونده هستید، اساساً همه کارها را انجام می دهید.
منبع: Connection MagazineI am going to take my runners like I said.
من قصد دارم دویدن هایم را همانطور که گفتم انجام دهم.
منبع: Emma's delicious EnglishNow she's the front runner to be the next president.
حالا او یکی از مدعیان اصلی برای رئیس جمهور بعدی است.
منبع: BBC Listening Compilation March 2019There's more backwards runners out there than one would think.
بیشتر از آن چیزی که فکر می کنید، دوندگان بیشتری وجود دارند.
منبع: A Small Story, A Great Documentaryلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید