crawler

[ایالات متحده]/'krɔ:lə/
[بریتانیا]/ˈkrɔlɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ربات متحرک با نوارهای زنجیری؛ دستگاهی که از نوارهای زنجیری برای حرکت استفاده می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

web crawler

گوletterگندگر وب

crawler software

نرم‌افزار خزنده

crawler crane

جرثقیل خزنده

crawler tractor

تراکتور خزنده

جملات نمونه

J-50A crawler Logging Skidder is a fine product of the ministry of machinery and electronics industries.

جرثقیل خزنده مدل J-50A یک محصول خوب وزارت ماشین‌آلات و صنایع الکترونیک است.

The crawler slowly made its way across the forest floor.

خزنده به آرامی از کف جنگل عبور کرد.

The internet crawler scanned the website for relevant information.

خزنده اینترنت وب سایت را برای اطلاعات مرتبط اسکن کرد.

The baby crawler is learning to move on all fours.

خزنده نوزاد در حال یادگیری حرکت دادن خود روی چهار دست و پا است.

The crawler climbed up the wall with ease.

خزنده به راحتی از دیوار بالا رفت.

The military used a crawler to navigate difficult terrain.

ارتش از خزنده برای پیمایش در مناطق دشوار استفاده کرد.

The crawler robot explored the deep sea for scientific research.

ربات خزنده برای تحقیقات علمی اعماق اقیانوس را کشف کرد.

The crawler tracks left imprints in the soft mud.

ردپای خزنده اثراتی را در گل نرم به جا گذاشت.

The spider crawler moved stealthily along the ceiling.

خزنده عنکبوتی به طور پنهانی در امتداد سقف حرکت کرد.

The mechanical crawler cleared debris from the construction site.

خزنده مکانیکی بقایای ساختمانی را از محل ساخت و ساز پاک کرد.

The crawler inched its way through the narrow tunnel.

خزنده به آرامی از طریق تونل باریک عبور کرد.

نمونه‌های واقعی

But walking is faster than crawling, so this motivates expert crawlers to transition to walking.

اما راه رفتن سریعتر از خزیدن است، بنابراین این موضوع باعث می شود خزنده های خبره به سمت راه رفتن حرکت کنند.

منبع: Past English Level 4 Reading Exam Papers

The swiftest crawlers were already at their goal.

سریعترین خزنده ها از قبل به هدف خود رسیده بودند.

منبع: Brave New World

A clattering sound lifted from the factory crawler below them.

صدای کل کل از خزنده کارخانه زیر آنها بلند شد.

منبع: "Dune" audiobook

The R 9800 belongs to the largest machine segment among crawler excavators.

R 9800 به بزرگترین بخش دستگاه در بین لودرهای حفاری تعلق دارد.

منبع: Curious Engineering Encyclopedia

Heat-treated, high strength cast steel is used to make the crawler pads.

از فولاد ریخته گری با استحکام بالا و حرارت دیده برای ساخت پدهای خزنده استفاده می شود.

منبع: Curious Engineering Encyclopedia

The factory crawler turned, began to descend.

خزنده کارخانه چرخید و شروع به پایین آمدن کرد.

منبع: "Dune" audiobook

This is a behemoth of a crawler crane with a lifting capacity of 3200 tons.

این یک جرثقیل خزنده غول پیکر با ظرفیت حمل بار 3200 تن است.

منبع: Curious Engineering Encyclopedia

I then accessed each website using a web crawler and a VPN to take screenshots of the local page.

سپس من به هر وب سایت با استفاده از یک خزنده وب و یک VPN دسترسی پیدا کردم تا اسکرین شات از صفحه محلی بگیرم.

منبع: Q&A in progress.

Well, Mason's an incredibly fast crawler.

خب، میسون یک خزنده بسیار سریع است.

منبع: Charlie’s Growth Diary Season 1

The crawlers for the crane are each driven by two hydraulic motors.

خزنده های جرثقیل هر کدام توسط دو موتور هیدرولیک رانده می شوند.

منبع: Curious Engineering Encyclopedia

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید