sprinter

[ایالات متحده]/'sprɪntɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دوندهای که در مسابقات مسافت کوتاه تخصص دارد و با سرعت کامل می‌دود.

عبارات و ترکیب‌ها

athletic sprinter

دوچرخه‌سوار ورزشی

جملات نمونه

the fleet-footed sprinter ran full out.

دوچرخه‌سوار سریع‌پا با تمام توان دوید.

The sprinter crossed the finish line first.

دوچرخه‌سوار اول از خط پایان عبور کرد.

She is a talented sprinter with a lot of potential.

او یک دوچرخه‌سوار با استعداد با پتانسیل بالا است.

The sprinter trained hard to improve her speed.

دوچرخه‌سوار برای افزایش سرعت خود سخت تمرین کرد.

He is known for his explosive speed as a sprinter.

او به خاطر سرعت انفجاری‌اش به عنوان یک دوچرخه‌سوار شناخته شده است.

The sprinter broke the world record in the 100m dash.

دوچرخه‌سوار رکورد جهانی را در دوی 100 متر شکست.

The sprinter focused on his form to maximize efficiency.

دوچرخه‌سوار بر روی فرم خود تمرکز کرد تا بهره‌وری را به حداکثر برساند.

She is training to become a professional sprinter.

او در حال تمرین برای تبدیل شدن به یک دوچرخه‌سوار حرفه‌ای است.

The sprinter's coach provided valuable tips for improving performance.

مربی دوچرخه‌سوار نکات ارزشمندی برای بهبود عملکرد ارائه داد.

The sprinter's speed and agility were unmatched in the competition.

سرعت و چابکی دوچرخه‌سوار در مسابقه بی‌نظیر بود.

He was a former sprinter who later transitioned to coaching.

او یک دوچرخه‌سوار سابق بود که بعداً به مربیگری روی آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید