sprint

[ایالات متحده]/sprɪnt/
[بریتانیا]/sprɪnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. با حداکثر سرعت دویدن
n. یک مسابقه کوتاه؛ یک انفجار سرعت
vt. با حداکثر سرعت دویدن

عبارات و ترکیب‌ها

sprint training

آموزش سرعت

sprint race

مسابقه سرعت

جملات نمونه

a sprint at the finish

دویدن سریع در خط پایان

He had to sprint to catch the bus.

او مجبور شد برای گرفتن اتوبوس بدود.

He put on a sprint to catch the bus.

او برای گرفتن اتوبوس با تمام توان دوید.

finish the job with a sprint of very hard work

این کار را با یک دورِ بسیار سخت و طاقت‌فرسا به پایان برسانید.

the fleet-footed sprinter ran full out.

دویدنِ سریع و چابک با تمام توان انجام شد.

M. Aleksander Popov, Russie, sprint en natation.

M. Aleksander Popov, روسیه، در شنا دوید.

an all-out sprint; an all-out conservation program.

یک دوی سرعت تمام‌عیار؛ یک برنامه حفاظتی تمام‌عیار.

I saw Charlie sprinting through the traffic towards me.

من دیدم که چارلی در حال دویدن در میان ترافیک به سمت من است.

I was witness to one of the most amazing comebacks in sprinting history.

من شاهد یکی از بازگشت های شگفت انگیز در تاریخ دو سرعت بود.

The ride on Agrojet lets you experience the explosive energy burst of jetboat sprinting .

سوار شدن به Agrojet به شما این امکان را می‌دهد تا انفجار انرژیِ دویدن با جت‌بوت را تجربه کنید.

Running up to an acid semitonal acciaccatura in both hands, the piano goes over into a sprint of octave-chords and single notes, jumping manically up and down the keyboard twice a bar.

با رسیدن به یک آکوسیاتور نیم پرده اسیدی در هر دو دست، پیانو وارد یک دوی سرعت آکورد های اکتو و نت های تکی می شود و به طور وسواسی دو بار در هر بار به بالا و پایین صفحه کلید می پرد.

John Terry's lofted ball from the back found Ashley Cole sprinting into the penalty area and the England left-back dummied Lorik Cana before dinking the ball over Fulop.

توپ ارسالی جان تری از عقب، باعث شد اشلی کل با سرعت به سمت محوطه جریمه بدود و مدافع چپ انگلیس قبل از انداختن توپ از روی فلپ، لوریک کانا را فریب داد.

نمونه‌های واقعی

Have you ever heard about Lingoda's language sprint?

آیا تا به حال در مورد دوی سرعت زبانی لینگوئا شنیده اید؟

منبع: Learn grammar with Lucy.

Yamaguchi says this is a marathon not a sprint.

یاماگوچی می گوید این یک ماراتن و نه یک دوی سرعت است.

منبع: CNN 10 Student English March 2020 Compilation

Grit is living your life like it's a marathon, not a sprint.

پشتکار به معنای زندگی کردن به گونه ای است که گویی در حال انجام ماراتنی هستید، نه دوی سرعت.

منبع: Past English Major Level 4 Listening Exam Questions (with Translations)

He is skipping the individual sprint event.

او در حال نادیده گرفتن رویداد دوی سرعت انفرادی است.

منبع: NPR News August 2014 Compilation

Don't forget to check out Lingoda and their language sprint.

فراموش نکنید لینگوئا و دوی سرعت زبانی آنها را بررسی کنید.

منبع: Learn techniques from Lucy.

Stay calm, he told himself, as he sprinted up the stairs.

آرام باشید، به خودش گفت، در حالی که از پله ها بالا می دوید.

منبع: 5. Harry Potter and the Order of the Phoenix

The move toward worldwide peace and prosperity is a marathon, not a sprint.

حرکت به سوی صلح و رفاه جهانی یک ماراتن است، نه یک دوی سرعت.

منبع: Prison Break Season 1

It has been both a marathon and a sprint.

هم یک ماراتن و هم یک دوی سرعت بوده است.

منبع: What it takes: Celebrity Interviews

Studies show that running a few sprints provides as much mental exercise as solving a puzzle.

مطالعات نشان می دهد که انجام چند دوی سرعت به اندازه حل یک پازل، ورزش ذهنی ارائه می دهد.

منبع: Science in Life

One of the very best is sprinting.

یکی از بهترین ها دوی سرعت است.

منبع: Healthy little secrets

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید