sitting

[ایالات متحده]/ˈsɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نشسته بودن، نشستن، جوجه‌کشی
adj. در حالت نشسته، در دفتر، آسیب‌پذیر به حمله.

عبارات و ترکیب‌ها

sitting quietly

نشستن به آرامی

sitting room

اتاق نشیمن

sitting position

وضعیت نشستن

sitting duck

طغیانگر

at a sitting

در یک نشست

baby sitting

نگهداری از کودک

at one sitting

در یک نشست

جملات نمونه

sitting in the shade.

نشستن در سایه

The sitting is open.

نشستن باز است.

Carolyn was sitting in the dark.

ک Carolین در تاریکی نشسته بود.

the resignation of the sitting member.

استعفای عضو فعلی

sitting in the shade;

در سایه نشستن;

There is a fire in the sitting room.

آتش در اتاق نشیمن وجود دارد.

There was a bird sitting on the branch.

یک پرنده روی شاخه نشسته بود.

They are sitting on that particular idea.

آنها روی آن ایده خاص نشسته اند.

scene 1 in a sitting-room

صحنه 1 در اتاق نشیمن

The sitting-room is clean.

اتاق نشیمن تمیز است.

she was sitting alongside him.

او کنار او نشسته بود.

policemen sitting astraddle motorcycles.

پلیس‌ها سوار موتورسیکلت‌ها نشسته‌اند.

she was sitting behind a luggage trolley.

او پشت یک گاری چمدان نشسته بود.

sitting on her behind.

روی پشتش نشسته است.

they were sitting around the hearth.

آنها دور شومینه نشسته بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید