sitting quietly
نشستن به آرامی
sitting room
اتاق نشیمن
sitting position
وضعیت نشستن
sitting duck
طغیانگر
at a sitting
در یک نشست
baby sitting
نگهداری از کودک
at one sitting
در یک نشست
sitting in the shade.
نشستن در سایه
The sitting is open.
نشستن باز است.
Carolyn was sitting in the dark.
ک Carolین در تاریکی نشسته بود.
the resignation of the sitting member.
استعفای عضو فعلی
sitting in the shade;
در سایه نشستن;
There is a fire in the sitting room.
آتش در اتاق نشیمن وجود دارد.
There was a bird sitting on the branch.
یک پرنده روی شاخه نشسته بود.
They are sitting on that particular idea.
آنها روی آن ایده خاص نشسته اند.
scene 1 in a sitting-room
صحنه 1 در اتاق نشیمن
The sitting-room is clean.
اتاق نشیمن تمیز است.
she was sitting alongside him.
او کنار او نشسته بود.
policemen sitting astraddle motorcycles.
پلیسها سوار موتورسیکلتها نشستهاند.
she was sitting behind a luggage trolley.
او پشت یک گاری چمدان نشسته بود.
sitting on her behind.
روی پشتش نشسته است.
they were sitting around the hearth.
آنها دور شومینه نشسته بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید