sac

[ایالات متحده]/sæk/
[بریتانیا]/sæk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وزیکول؛ کیسه

عبارات و ترکیب‌ها

embryo sac

کیسه جنینی

yolk sac

کیسته‌ی زرده

lacrimal sac

کیست اشکی

air sac

کیف هوا

yolk sac tumor

تومور کیسه زرد

جملات نمونه

She carried her belongings in a small sac.

او متعلقات خود را در یک کیسه کوچک حمل کرد.

The sac contained all the necessary tools for the job.

کیسه شامل تمام ابزارهای لازم برای انجام کار بود.

He had to undergo surgery to remove the sac of fluid.

او مجبور شد تحت عمل جراحی قرار گیرد تا کیسه مایع را خارج کند.

The priest carried the sacred relics in a golden sac.

کشیش بقایای مقدس را در یک کیسه طلایی حمل کرد.

The sac was filled with aromatic herbs and spices.

کیسه پر از گیاهان و ادویه‌های معطر بود.

She wore a beautiful sac dress to the party.

او یک لباس کیسه‌ای زیبا به مهمانی پوشید.

The sac of rice burst open, spilling grains everywhere.

کیسه برنج ترکید و دانه‌ها همه جا پخش شد.

The baby kangaroo nestled in its mother's sac.

جوجه کانگورو در کیسه مادرش لانه کرد.

He used a sac to collect the fallen apples from the tree.

او از یک کیسه برای جمع آوری سیب های افتاده از درخت استفاده کرد.

The sac of money was hidden in a secret compartment.

کیسه پول در یک محفظه مخفی پنهان شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید