safely

[ایالات متحده]/ˈseɪflɪ/
[بریتانیا]/'sefli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه


adv. به طور ایمن

جملات نمونه

The wheat crop is safely in.

محصول گندم با خیال راحت در داخل است.

The ship came safely to land.

کشتی با سلامت به ساحل رسید.

The man parachuted safely to the ground.

مرد با موفقیت و به سلامت به زمین فرود آمد.

Ensure that all the waste is properly and safely disposed of.

اطمینان حاصل کنید که تمام زباله ها به درستی و با خیال راحت دفع شوند.

It may be safely assumed that there is no animal life on Mars.

می‌توان با اطمینان فرض کرد که هیچ حیات حیوانی روی مریخ وجود ندارد.

I think we can safely assume that this situation will continue.

من فکر می‌کنم می‌توانیم با اطمینان فرض کنیم که این وضعیت ادامه خواهد داشت.

little can be safely deduced from these figures.

نمی‌توان به طور ایمن از این ارقام نتیجه‌گیری کرد.

a drowning swimmer now safely in the grip of a lifeguard.

یک شناگر غرق شده که اکنون به طور ایمن در چنگال یک ناجی است.

he was an embarrassment who was safely left ignored.

او شرمساری بود که به طور ایمن نادیده گذاشته شد.

she navigated the car safely through the traffic.

او با ایمنی خودرو را از میان ترافیک هدایت کرد.

But you can use it safely with Disabler.

اما می‌توانید به طور ایمن با استفاده از Disabler از آن استفاده کنید.

The plane came down safely in spite of the mist.

با وجود مه، هواپیما با سلامت به زمین نشست.

The lions in the park are safely fenced in.

شیرهای پارک به طور ایمن در محوطه حصاری نگهداری می‌شوند.

Capital can be safely invested in that company.

می‌توان سرمایه را به طور ایمن در آن شرکت سرمایه‌گذاری کرد.

All the passengers were safely taken off the burning ship.

تمام مسافران با سلامت از کشتی در حال سوختن خارج شدند.

He safely negotiated the slippery stepping-stones.

او با موفقیت از سنگ‌های لغزنده عبور کرد.

He stowed his passport away safely in a drawer.

او گذرنامه خود را به طور ایمن در کشویی پنهان کرد.

I've been entrusted with the task of getting him safely back.

من وظیفه بازگرداندن او را به سلامت به عهده گرفته ام.

the British Expeditionary Force was safely ferried across the Channel.

نیروی اعزامی بریتانیایی به طور ایمن از طریق کانال منتقل شد.

he alone could safely guide them through Hollywood's treacherous shoals.

تنها او می‌توانست آنها را با خیال راحت از آب‌های خطرناک هالیوود عبور دهد.

نمونه‌های واقعی

She wanted to end the pregnancy safely.

او می‌خواست بارداری را به طور ایمن خاتمه دهد.

منبع: The history of the United States Supreme Court.

But please call to let me know you got home safely.

اما لطفاً تماس بگیرید و به من اطلاع دهید که به طور ایمن به خانه رسیده‌اید.

منبع: Friends Season 3

And whether it was produced as safely as possible?

و آیا آن را تا حد امکان به طور ایمن تولید کردند؟

منبع: CNN 10 Student English May/June 2018 Compilation

No loss of life. Everyone evacuated safely.

هیچ مرگ و میر وجود نداشت. همه به طور ایمن تخلیه شدند.

منبع: NPR News June 2019 Compilation

I'm too floored to get anywhere safely.

من آنقدر شوکه شده‌ام که نمی‌توانم به طور ایمن به جایی برسم.

منبع: Apple latest news

Can we get down from the desk safely?

آیا می‌توانیم به طور ایمن از روی میز پایین برویم؟

منبع: 101 Children's English Stories

I think I can get you home safely.

فکر می‌کنم می‌توانم شما را به طور ایمن به خانه برسانم.

منبع: English little tyrant

It said he would get me there safely, courteously and on time.

گفتند که او من را به طور ایمن، مؤدبانه و به موقع آنجا خواهد رساند.

منبع: New Version of University English Comprehensive Course 4

The country mouse was overjoyed to be back home safely.

موش روستایی از بازگشت ایمن به خانه بسیار خوشحال بود.

منبع: Bedtime stories for children

Jack and I can get off safely.Both of us.

جک و من می‌توانیم به طور ایمن پیاده شویم. هر دو.

منبع: Selected Film and Television News

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید