harmlessly

[ایالات متحده]/'ha:mlisli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. بدون ایجاد آسیب، بدون نیت بدخواهانه، بدون ایجاد خسارت.

جملات نمونه

the bullet was deflected harmlessly into the ceiling.

گلوله به طور بی‌ضرر به سقف برخورد کرد و منحرف شد.

The children were playing harmlessly in the park.

کودکان بی‌ضرر در پارک بازی می‌کردند.

She harmlessly teased her brother about his new haircut.

او به‌طور بی‌ضرر برادرش را در مورد مدل موی جدیدش دست می‌زد.

The puppy was harmlessly chasing its tail in circles.

سگ توله به‌طور بی‌ضرر در حال تعقیب دم خود در دایره بود.

The cat harmlessly batted at the toy mouse.

گربه به‌طور بی‌ضرر به سمت موش اسباب‌بازی پنجه می‌زد.

He harmlessly joked with his coworkers during the break.

او به‌طور بی‌ضرر در زمان استراحت با همکارانش شوخی می‌کرد.

The old man harmlessly fed breadcrumbs to the birds in the park.

مرد پیر به‌طور بی‌ضرر خرده‌نان را به پرندگان در پارک می‌خوراند.

She harmlessly sang along to her favorite songs on the radio.

او به‌طور بی‌ضرر با آهنگ‌های مورد علاقه خود در رادیو همراهی می‌خواند.

The toddler was harmlessly splashing in the kiddie pool.

کودک خردسال به‌طور بی‌ضرر در استخر کودکان آب بازی می‌کرد.

The prank was meant harmlessly, but it ended up causing confusion.

قرار بود شوخی به‌طور بی‌ضرر باشد، اما در نهایت باعث سردرگمی شد.

The magician harmlessly entertained the audience with his tricks.

یک شعبده‌باز به‌طور بی‌ضرر با شعبده‌های خود تماشاچیان را سرگرم می‌کرد.

نمونه‌های واقعی

Sometimes it sails out harmlessly into space. Other times it may head closer to home.

گاهی اوقات بی ضرر به فضا رها می شود. گاهی اوقات ممکن است به سمت خانه حرکت کند.

منبع: The History Channel documentary "Cosmos"

The bomb fell on a field and exploded harmlessly.

بمب در یک مزرعه افتاد و بی ضرر منفجر شد.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

Many people have found ways to use it creatively and harmlessly.

بسیاری از مردم راه هایی برای استفاده خلاقانه و بی ضرر از آن پیدا کرده اند.

منبع: VOA Special February 2023 Collection

" Hi! It's me, " he'd harmlessly say to the dazed listener, totally unaware of the time.

"سلام! منم،" او به طور بی ضرر به شنونده گیج گفته بود، کاملاً ناآگاه از زمان.

منبع: Steve Jobs Biography

Most of these fragments ended up floating harmlessly in space, but a few headed toward a collision with earth.

بیشتر این قطعات در نهایت به طور بی ضرر در فضا شناور شدند، اما تعدادی به سمت برخورد با زمین رفتند.

منبع: Jurassic Fight Club

After this, the other gods develop a game of throwing things at Baldr to watch them harmlessly bounce off him.

پس از این، خدایان دیگر بازی پرتاب کردن چیزها به سمت بالدر را برای تماشای بی ضرر بودن پرتاب آنها از او توسعه می دهند.

منبع: Encyclopedia of World History

You can rest easy knowing that after you throw it out it will harmlessly break down. Well, not so fast.

می توانید با خیال راحت بدانید که پس از دور انداختن آن، به طور بی ضرر تجزیه می شود. خب، نه آنقدر سریع.

منبع: Scientific 60 Seconds - Scientific American March 2020 Compilation

The spear whistled harmlessly over his head.

نیزه به طور بی ضرر از بالای سر او سوت کشید.

منبع: Langman OCLM-01 words

The weapons bounced harmlessly off their armor.

سلاح ها به طور بی ضرر از زره آنها برخورد کردند.

منبع: who was series

We are accustomed to ordinary pigs and cows that root and browse harmlessly.

ما به خوک ها و گاوهای معمولی که بی ضرر ریشه می کنند و می چرند عادت داریم.

منبع: Cross Stream (Part 1)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید