securely

[ایالات متحده]/sɪˈkjʊəlɪ/
[بریتانیا]/sɪ'kjʊrli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور ایمن و مطمئن؛ به طور محکم؛ با اطمینان.

جملات نمونه

Check that the boards are all securely fixed.

بررسی کنید که همه تخته‌ها به طور محکم نصب شده باشند.

He attached the rope securely to a tree.

او طناب را به طور ایمن به درخت متصل کرد.

The prisoner is securely locked away.

زندانی به طور امن قفل شده است.

he was securely belted into the passenger seat.

او به طور ایمن با کمربند روی صندلی سرنشین بسته شده بود.

the hatch was securely lashed down .

لانه‌گذاری به طور ایمن بسته شده بود.

securely jointed the sides of the drawer.

لبه‌های کشو را به طور محکم به هم متصل کرد.

She chained the wolf securely to the post.

او گرگ را به طور ایمن به پایگاه زنجیر کرد.

he ensured the trailer was securely attached to the minibus.

او اطمینان حاصل کرد که تریلر به طور ایمن به مینی‌بوس متصل شده است.

The package wasn't tied up securely and came apart while in the mail.

بسته به طور ایمن بسته بندی نشده بود و در حین ارسال از هم پاره شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید