dangerously

[ایالات متحده]/'deindʒərəsli/
[بریتانیا]/ˈdend ʒərəslɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به گونه‌ای که ممکن است آسیب یا صدمه وارد کند؛ به طریقی که ایمن نیست

جملات نمونه

your father is dangerously ill.

پدر شما به شدت بیمار است.

a cracked, dangerously shaky table.

یک میز ترک خورده و به طور خطرناکی ناپایدار.

what we are witnessing is the birth of a dangerously liberal orthodoxy.

آنچه شاهد هستیم، تولد یک متعصبانه خطرناک لیبرال است.

The Royal Airforce sill remained dangerously short of bombers.

نیروی هوایی سلطنتی به طور خطرناکی با کمبود بمب‌افکن مواجه بود.

Some of the information was dangerously misleading.

برخی از اطلاعات به طور خطرناکی گمراه کننده بود.

Edwards was a dangerously volatile character.

ادواردز شخصیتی به طور خطرناکی مضطرب بود.

I don't think a sane person would drive as dangerously as he did.

من فکر نمی کنم هیچ فرد عاقلی به طور خطرناک مانند او رانندگی کند.

her voice wobbled dangerously, but she brought it under control.

صدای او به طور خطرناکی لرزید، اما او آن را کنترل کرد.

Behind all the rhetoric, his relations with the army are dangerously poised.

در پس همه سخنان، روابط او با ارتش به طور خطرناکی در موقعیت قرار دارد.

It did not help that one of his very vocal opponents Marcellus of Ancyra did, in fact, border dangerously on modalism.

این به این کمک نکرد که یکی از مخالفان بسیار پرحرف او، مرسلیوس آنکیرا، در واقع به طور خطرناکی به سمت مُدالیسم گرایش داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید