salutations

[ایالات متحده]/ˌsæl.jʊˈteɪ.ʃənz/
[بریتانیا]/ˌsæl.jəˈteɪ.ʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سلام یا ابراز خوبی‌ها؛ اصطلاحاتی که برای خطاب به کسی در یک نامه استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

formal salutations

احترام‌آمیز

friendly salutations

دوستانه

greeting salutations

سلام و احوالپرسی

salutations exchange

تبادل احوال

salutations list

لیست احوالپرسی

salutations card

کارت تبریک

salutations note

یادداشت تبریک

salutations message

پیام تبریک

salutations style

سبک احوالپرسی

salutations format

قالب احوالپرسی

جملات نمونه

he greeted everyone with warm salutations.

او با احوالپرسی گرم با همه خوش و بش کرد.

her salutations were met with smiles from the crowd.

احوالپرسی او با لبخند از سوی جمعیت پاسخ داده شد.

in formal letters, salutations are very important.

در نامه‌های رسمی، احوالپرسی‌ها بسیار مهم هستند.

he ended the speech with friendly salutations.

او سخنرانی خود را با احوالپرسی‌های دوستانه به پایان رساند.

salutations can vary depending on the culture.

احوالپرسی‌ها می‌توانند بسته به فرهنگ متفاوت باشند.

she offered her salutations to the new members.

او احوالپرسی خود را به اعضای جدید ارائه داد.

salutations are a sign of respect in many societies.

احوالپرسی‌ها نشانه‌ای از احترام در بسیاری از جوامع هستند.

the teacher taught the students proper salutations.

معلم احوالپرسی‌های مناسب را به دانش آموزان آموزش داد.

he used formal salutations in his email.

او از احوالپرسی‌های رسمی در ایمیل خود استفاده کرد.

salutations can set the tone for a conversation.

احوالپرسی‌ها می‌توانند لحن یک مکالمه را تعیین کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید