sassing

[ایالات متحده]/ˈsæsɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsæsɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بی ادبی یا بی احترامی

عبارات و ترکیب‌ها

sassing off

سَسینگ آف

sassing back

سَسینگ بَک

sassing me

سَسینگ می

sassing you

سَسینگ یو

sassing around

سَسینگ اَراوند

sassing someone

سَسینگ سامون

sassing friends

سَسینگ فِرندز

sassing backtalk

سَسینگ بَکتَلک

sassing tone

سَسینگ تون

sassing comments

سَسینگ کامنتز

جملات نمونه

she was sassing her teacher during class.

او در طول کلاس با معلم خود رفتار بی احترامی می‌کرد.

stop sassing your parents; they are just trying to help.

دست از رفتار بی احترامی با والدینت بردار؛ آنها فقط می‌خواهند کمک کنند.

his sassing got him in trouble with the coach.

رفتار بی احترامی او باعث شد با مربی دچار مشکل شود.

she has a habit of sassing back to anyone who criticizes her.

او عادت دارد با هر کسی که به او ایراد می‌گیرد، رفتار بی احترامی نشان دهد.

don't start sassing me; i'm just trying to give you advice.

با من رفتار بی احترامی نکن؛ من فقط می‌خواهم به شما توصیه کنم.

he couldn’t help sassing the rude customer.

او نتوانست جلوی رفتار بی احترامی با مشتری بداخلاق را بگیرد.

she was sassing her friends in a playful manner.

او به روشی بازیگوشانه با دوستانش رفتار بی احترامی می‌کرد.

his sassing only made the situation worse.

رفتار بی احترامی او فقط اوضاع را بدتر کرد.

they were sassing each other during the game.

آنها در طول بازی با یکدیگر رفتار بی احترامی می‌کردند.

she loves sassing back when someone teases her.

او عاشق این است که وقتی کسی او را مسخره می‌کند، با او رفتار بی احترامی نشان دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید