backtalk

[ایالات متحده]/[ˈbæktɔːk]/
[بریتانیا]/[ˈbæktɔːk]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. صحبت کردن با بی‌احترامی؛ بی‌ادبانه بودن؛ با جسارت یا بی‌احتمالی پاسخ دادن.
n. صحبت‌های بی‌ادبانه یا بی‌احترامی‌آمیز؛ رفتار پر ادعا؛ عمل پاسخ دادن با بی‌احترامی.
Word Forms
جمعbacktalks

عبارات و ترکیب‌ها

no backtalk

بد جواب نباش

stop the backtalk

گفتگوهای بی‌ادبانه را متوقف کن

backtalk is rude

بی‌ادبی است

dealing with backtalk

رسیدگی به بی‌ادبی

avoid backtalk

از بی‌ادبی اجتناب کن

backtalk behavior

رفتار بی‌ادبانه

end backtalk

پایان دادن به بی‌ادبی

facing backtalk

مواجهه با بی‌ادبی

backtalk problem

مشکل بی‌ادبی

ignoring backtalk

نادیده گرفتن بی‌ادبی

جملات نمونه

the teenager got in trouble for his constant backtalk to his parents.

نوجوان به دلیل صحبت‌های بی‌ادبانه و مداومش با والدینش دچار مشکل شد.

we don't tolerate backtalk from our employees, regardless of the situation.

ما رفتار بی‌ادبانه با کارکنان را، صرف نظر از شرایط، تحمل نمی‌کنیم.

her backtalk was disrespectful, especially to a senior manager.

رفتار بی‌ادبانه او بی‌احترامی‌آمیز بود، به خصوص نسبت به مدیر ارشد.

he warned her not to engage in backtalk with the customer service representative.

او به او هشدار داد که با نماینده خدمات مشتریان رفتار بی‌ادبانه نکند.

the teacher sent the student to the principal's office for backtalk.

معلم دانش‌آموز را به دلیل رفتار بی‌ادبانه به دفتر مدیر فرستاد.

dealing with backtalk from a child can be incredibly frustrating.

رسیدگی به رفتار بی‌ادبانه یک کودک می‌تواند بسیار خسته‌کننده باشد.

she quickly shut down his backtalk with a stern warning.

او با یک اخطار جدی، رفتار بی‌ادبانه او را به سرعت متوقف کرد.

the coach emphasized the importance of respecting authority and avoiding backtalk.

مربی بر اهمیت احترام به اقتدار و اجتناب از رفتار بی‌ادبانه تاکید کرد.

his backtalk escalated into a full-blown argument with the cashier.

رفتار بی‌ادبانه او به یک بحث تمام‌عیار با صندوقدار تبدیل شد.

we expect our children to show respect and refrain from backtalk.

ما انتظار داریم فرزندانمان احترام نشان دهند و از رفتار بی‌ادبانه خودداری کنند.

the manager addressed the employee's backtalk during the staff meeting.

مدیر در جلسه کارکنان به رفتار بی‌ادبانه کارمند رسیدگی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید