a scheming, manipulative little beast.
یک حیوان کوچک فریبکار و دستکاریگر.
They were scheming to rob the bank.
آنها در حال نقشهکشی برای سرقت از بانک بودند.
the President was surrounded by a claque of scheming bureaucrats.
رئیسجمهور توسط گروهی از کارشناسان دسیسهگر احاطه شده بود.
they had mean, scheming little minds.
آنها ذهنهای کوچک و خبیث و دسیسهگر داشتند.
The enemies are scheming her downfall.
دشمنان در حال دسیسهگری برای سقوط او هستند.
It is clear that they are scheming against each other.
واضح است که آنها در حال دسیسهگری علیه یکدیگر هستند.
the media world of back-stabbing, scheming, and downright malice.
جهان رسانه ها دنیایی از پشت سر صحبت، نقش آفرینی و نفرت محض است.
If both early or late if order is opposite, when bepowder bottom may erasure of block defect frost, wasted scheming for nothing.
اگر هر دو زود یا دیر باشند، اگر ترتیب مخالف باشد، زمانی که پودر پایین باعث پاک شدن نقص یا سرمازدگی شود، نقشههای شکستخورده برای هیچ چیز.
Many politicians are less concerned with working for the good of the citizens than with scheming for personal right.
بسیاری از سیاستمداران کمتر نگران کار برای نفع شهروندان هستند تا اینکه برای کسب حق شخصی دسیسهگری کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید