manipulative

[ایالات متحده]/məˈnɪpjələtɪv/
[بریتانیا]/məˈnɪpjəleɪtɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کنترل کننده یا تأثیرگذار بر دیگران به طور ناعادلانه یا فریبنده

جملات نمونه

an avaricious, manipulative woman.

یک زن حریص و دستکاری‌کننده

the manipulative techniques

تکنیک‌های دستکاری

a scheming, manipulative little beast.

یک حیوان کوچک فریبکار و دستکاری‌گر.

Objective: To summarize the clinical effect of thrypsis of distal radius by the treatment of manipulative reduction combined with plaster drafting.

هدف: خلاصه کردن اثرات بالینی تراوش رادیال دیستال با درمان کاهش دستکاری همراه با گچ گیری.

It is the osteopathic physician's highly developed sense of touch that allows the physician to palpate (feel) this motion and, through skilled hands, to administer osteopathic manipulative treatments.

این حس لمس به خوبی توسعه یافته پزشک تعزیری است که به پزشک اجازه می دهد این حرکت را لمس کند (احساس کند) و از طریق دست های ماهرانه درمان های دستکاری پزشک تعزیری را انجام دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید