scoreless draw
تساوی بدون گل
scoreless game
بازی بدون گل
scoreless match
مسابقه بدون گل
scoreless period
دوره بدون گل
scoreless half
نیمه بدون گل
scoreless streak
رکورد بدون گل
scoreless tie
تساوی بدون گل
scoreless effort
تلاش بدون گل
scoreless outing
حضور بدون گل
scoreless run
سری بدون گل
the match ended in a scoreless draw.
مسابقه با تساوی بدون گل به پایان رسید.
both teams played well, but it was a scoreless game.
هر دو تیم خوب بازی کردند، اما بازی بدون گل بود.
fans were disappointed by the scoreless first half.
هواداران از نیمه اول بدون گل ناامید شدند.
they struggled to break the scoreless tie.
آنها برای شکستن تساوی بدون گل تلاش کردند.
the scoreless performance left the coach frustrated.
عملکرد بدون گل باعث ناامیدی مربی شد.
it was a tense scoreless encounter between rivals.
این یک رویارویی بدون گل و پرتنش بین رقیبها بود.
after a scoreless overtime, the game went to penalties.
پس از یک وقت اضافه بدون گل، بازی به پنالتی کشیده شد.
the players remained focused despite the scoreless situation.
بازیکنان با وجود شرایط بدون گل متمرکز ماندند.
he was praised for his scoreless but solid defense.
او به خاطر دفاعی بدون گل اما محکم مورد تحسین قرار گرفت.
the scoreless result was unexpected given their recent form.
با توجه به فرم اخیر آنها، نتیجه بدون گل غیرمنتظره بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید