scoreless

[ایالات متحده]/ˈskɔːləs/
[بریتانیا]/ˈskɔːr.ləs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون امتیاز ثبت شده

عبارات و ترکیب‌ها

scoreless draw

تساوی بدون گل

scoreless game

بازی بدون گل

scoreless match

مسابقه بدون گل

scoreless period

دوره بدون گل

scoreless half

نیمه بدون گل

scoreless streak

رکورد بدون گل

scoreless tie

تساوی بدون گل

scoreless effort

تلاش بدون گل

scoreless outing

حضور بدون گل

scoreless run

سری بدون گل

جملات نمونه

the match ended in a scoreless draw.

مسابقه با تساوی بدون گل به پایان رسید.

both teams played well, but it was a scoreless game.

هر دو تیم خوب بازی کردند، اما بازی بدون گل بود.

fans were disappointed by the scoreless first half.

هواداران از نیمه اول بدون گل ناامید شدند.

they struggled to break the scoreless tie.

آنها برای شکستن تساوی بدون گل تلاش کردند.

the scoreless performance left the coach frustrated.

عملکرد بدون گل باعث ناامیدی مربی شد.

it was a tense scoreless encounter between rivals.

این یک رویارویی بدون گل و پرتنش بین رقیب‌ها بود.

after a scoreless overtime, the game went to penalties.

پس از یک وقت اضافه بدون گل، بازی به پنالتی کشیده شد.

the players remained focused despite the scoreless situation.

بازیکنان با وجود شرایط بدون گل متمرکز ماندند.

he was praised for his scoreless but solid defense.

او به خاطر دفاعی بدون گل اما محکم مورد تحسین قرار گرفت.

the scoreless result was unexpected given their recent form.

با توجه به فرم اخیر آنها، نتیجه بدون گل غیرمنتظره بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید