draw

[ایالات متحده]/drɔː/
[بریتانیا]/drɔː/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. و vi. برای ایجاد یک تصویر یا نمودار با استفاده از قلم، مداد یا ابزار دیگر
vt. برای خارج کردن یا استخراج چیزی
n. قرعه‌کشی، بازی شانس که در آن برنده به‌طور تصادفی انتخاب می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

draw a picture

کشیدن یک تصویر

draw a sketch

کشیدن طرح

draw a diagram

کشیدن نمودار

draw lessons from

درس گرفتن از

draw up

تهیه کردن

draw on

بهره گرفتن از

draw a conclusion

نتیجه‌گیری کنید

draw out

بیرون کشیدن

draw in

جذب کردن

draw the conclusion

نتیجه‌گیری را انجام دهید

draw attention

جلب توجه کردن

draw from

الهام گرفتن از

draw near

نزدیک شوید

lucky draw

قرعه کشی

draw upon

بهره گرفتن از

draw back

پس گرفتن

draw a line

کشیدن خط

draw nigh

نزدیک شدن

draw against

مقابله با

draw together

با هم جمع شدن

draw bead

مهره کشیده شده

draw down

کاهش دادن

جملات نمونه

draw a picture of a tree.

یک نقاشی از یک درخت بکش.

draw a covert for...

کشیدن یک پوشش برای...

draw the metal into a longwire

فلز را به یک سیم بلند بکش.

draw sb. into conversation

کسی را وارد گفتگو کن.

draw up a will.

وصیت‌نامه تنظیم کن.

A dentist draw teeth.

یک دندانپزشک دندان می‌کشد.

Draw the plan on a grid.

طرح را روی یک شبکه بکش.

she is drawing the dole.

او یارانه را دریافت می‌کند.

the drawer sprang open.

جعبه بیرون پرید.

draw up a clear statement

یک بیانیه روشن تنظیم کن.

draw a clear line of demarcation

یک خط مشخص‌کننده روشن بکش.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید