scribble

[ایالات متحده]/ˈskrɪbl/
[بریتانیا]/ˈskrɪbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چیزی که به سرعت و به طور بی دقت نوشته شده است؛ عمل نوشتن به طور سریع و بی دقت
vt. به طور سریع و بی دقت نوشتن یا کشیدن
vi. به طور سریع و بی دقت نوشتن یا کشیدن

جملات نمونه

he scribbled a prescription for tranquillizers.

او یک نسخه برای مسکن ها نوشت.

the words were scribbled in pencil.

کلمات با مداد نوشته شده بودند.

he took the clipboard and scribbled something illegible.

او گیره را برداشت و چیزی غیرقابل خواندن نوشت.

they scribbled, potted, and painted.

آنها یادداشت‌برداری کردند، در ظرف گذاشتند و نقاشی کردند.

She can’t write yet, but she loves to scribble with a pencil.

هنوز نمی‌تواند بنویسد، اما دوست دارد با مداد خط‌خطی کند.

She scribbled down the directions on her pad.

او مسیرها را روی یادداشت‌اش خط‌خطی کرد.

electronic mail works because it has the immediacy of a scribbled memo.

پست الکترونیکی کار می کند زیرا همانند یک یادداشت دست نویس، سرعت عمل دارد.

I scribbled her address on a scrap of paper.

من آدرس او را روی یک تکه کاغذ خط‌خطی کردم.

an article that grew out of a few scribbled notes; trust that grew out of long acquaintance.

مقاله‌ای که از چند یادداشت خط‌خطی نشأت گرفت؛ اعتمادی که از آشنایی طولانی نشأت گرفت.

Stepping aside Kite text messages Pine Sage.  It turns out the elder have misread Kite's scribbled evite.  It is too late for the elder to seek help at the last digital reversal.

با کنار رفتن، پیام‌های متنی Kite، Pine Sage. معلوم شد که بزرگترها دعوتنامه دست‌نویس Kite را نادرست خوانده‌اند. دیگر برای بزرگترها خیلی دیر شده است که در آخرین معکوس دیجیتال کمک بخواهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید