doodle art
هنر خط خطی
doodle pad
دفترچه طراحی
Very modernized plane design element,doodle typeface,autotype's playbill,The very strong design flavor, I like it.
طراحی مدرن هواپیموی بسیار، قلم خودکار، پوستر اتوتیپ، طعم طراحی بسیار قوی، من آن را دوست دارم.
She likes to doodle in her notebook during meetings.
او دوست دارد در حین جلسات در دفترچه اش نقاشی بکشد.
The child doodled on the walls with crayons.
کودک با مداد رنگی روی دیوارها نقاشی کشید.
He doodled absentmindedly while on the phone.
او در حالی که تلفن صحبت می کرد، بی فکرانه نقاشی کشید.
I always doodle when I'm bored in class.
من همیشه وقتی در کلاس حوصله ام سر رفته نقاشی می کشم.
She doodled a cute little cat on the back of the receipt.
او یک گربه کوچک و دوست داشتنی روی پشت رسید نقاشی کشید.
The artist's doodles eventually turned into a masterpiece.
نقاشی های هنرمند در نهایت به یک شاهکار تبدیل شد.
He absentmindedly doodled on the margins of his notes.
او بی فکرانه در حاشیه یادداشت هایش نقاشی کشید.
Doodling can help improve focus and concentration.
نقاشی کشیدن می تواند به بهبود تمرکز و غلبه بر حواس پرتی کمک کند.
The student doodled stars and hearts all over her textbook.
دانش آموز ستاره ها و قلب ها را در سراسر کتاب درسی خود نقاشی کرد.
The meeting was so boring that everyone started to doodle on their notepads.
جلسه آنقدر خسته کننده بود که همه شروع به نقاشی روی کاغذهای یادداشت خود کردند.
But girls might see my doodle.
اما دختران ممکن است کاریکاتور من را ببینند.
منبع: The Simpsons MovieWould you sketch? Scribble? Doodle or draw?
آیا طرح میکنی؟ خطخطی میکنی؟ کاریکاتور میکشی یا نقاشی میکنی؟
منبع: Read a poem before bed.Five less well-known ADHD behaviors with doodles.
پنج رفتار کمتر شناخته شده ADHD با کاریکاتورها.
منبع: CNN 10 Student English of the MonthDid someone doodle on my face?
آیا کسی روی صورتم کاریکاتور کشیده است؟
منبع: Super Bowl Ads - 2024So what kind of orange is this shirt? Like a salmon or a coral? Oh, cheese doodle.
پس این پیراهن چه نوعی از نارنجی است؟ مثل ماهی سالمون یا مرجانی؟ اوه، کاریکاتور پنیر.
منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 3He doodled a stick in the dirt without looking up.
او یک چوب را در خاک بدون نگاه کردن به سمت بالا کاریکاتور کرد.
منبع: Stephen King on WritingOh, my God. This is the pineapple you were doodling.
خدای من. این همان آناناسی است که شما داشتید کاریکاتور میکردید.
منبع: Modern Family - Season 10After he left, I began doodling on my notebook again.
بعد از اینکه او رفت، دوباره شروع به کاریکاتور کشیدن روی دفترچه یادداشت خود کردم.
منبع: Twilight: Eclipse" Doodle" was an 18th century British term for a stupid person.
In one study, participants were asked to listen to a list of names while either doodling or sitting still.
در یک مطالعه، از شرکتکنندگان خواسته شد در حالی که یا کاریکاتور میکشیدند یا بیحرکت مینشستند، به لیستی از نامها گوش دهند.
منبع: Past exam papers for the English CET-6 reading section.لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید