segue

[ایالات متحده]/ˈsɛɡweɪ/
[بریتانیا]/ˈsɛɡweɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک انتقال پیوسته از یک موضوع به موضوع دیگر
v. به طور روان از یک حالت یا وضعیت به حالت یا وضعیت دیگر حرکت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

segue into

وارد شدن به

segue from

خروج از

segue smoothly

به طور روان وارد شدن

segue nicely

به زیبایی وارد شدن

segue quickly

سریعاً وارد شدن

segue effortlessly

بدون زحمت وارد شدن

segue naturally

به طور طبیعی وارد شدن

segue right

وارد شدن درست

segue well

خوب وارد شدن

segue perfectly

به طور کامل وارد شدن

جملات نمونه

she made a smooth segue into the next topic.

او با ظرافت و روانی به موضوع بعدی پرداخت.

the film's segue between scenes was seamless.

انتقال بین صحنه‌ها در فیلم بسیار روان و یکدست بود.

he used a clever segue to connect his ideas.

او از یک انتقال هوشمندانه برای ارتباط دادن ایده‌هایش استفاده کرد.

let's segue into the discussion about marketing strategies.

بیایید به بحث در مورد استراتژی‌های بازاریابی برویم.

the presentation had a nice segue from statistics to case studies.

ارائه از آمار به مطالعات موردی به خوبی گذار داد.

she often uses music as a segue in her performances.

او اغلب از موسیقی به عنوان یک انتقال در اجراهای خود استفاده می‌کند.

his jokes served as a segue between serious topics.

شوخی‌های او به عنوان یک انتقال بین موضوعات جدی عمل کرد.

the speaker's segue helped maintain audience engagement.

انتقال سخنران به حفظ تعامل مخاطبان کمک کرد.

we need a clear segue to ensure the audience follows along.

ما به یک انتقال واضح نیاز داریم تا اطمینان حاصل کنیم که مخاطبان همراه هستند.

the segue from the introduction to the main content was effective.

انتقال از مقدمه به محتوای اصلی مؤثر بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید