segue into
وارد شدن به
segue from
خروج از
segue smoothly
به طور روان وارد شدن
segue nicely
به زیبایی وارد شدن
segue quickly
سریعاً وارد شدن
segue effortlessly
بدون زحمت وارد شدن
segue naturally
به طور طبیعی وارد شدن
segue right
وارد شدن درست
segue well
خوب وارد شدن
segue perfectly
به طور کامل وارد شدن
she made a smooth segue into the next topic.
او با ظرافت و روانی به موضوع بعدی پرداخت.
the film's segue between scenes was seamless.
انتقال بین صحنهها در فیلم بسیار روان و یکدست بود.
he used a clever segue to connect his ideas.
او از یک انتقال هوشمندانه برای ارتباط دادن ایدههایش استفاده کرد.
let's segue into the discussion about marketing strategies.
بیایید به بحث در مورد استراتژیهای بازاریابی برویم.
the presentation had a nice segue from statistics to case studies.
ارائه از آمار به مطالعات موردی به خوبی گذار داد.
she often uses music as a segue in her performances.
او اغلب از موسیقی به عنوان یک انتقال در اجراهای خود استفاده میکند.
his jokes served as a segue between serious topics.
شوخیهای او به عنوان یک انتقال بین موضوعات جدی عمل کرد.
the speaker's segue helped maintain audience engagement.
انتقال سخنران به حفظ تعامل مخاطبان کمک کرد.
we need a clear segue to ensure the audience follows along.
ما به یک انتقال واضح نیاز داریم تا اطمینان حاصل کنیم که مخاطبان همراه هستند.
the segue from the introduction to the main content was effective.
انتقال از مقدمه به محتوای اصلی مؤثر بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید