serenity

[ایالات متحده]/səˈrenəti/
[بریتانیا]/səˈrenəti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آرامش؛ صلح

جملات نمونه

an oasis of serenity amid chaos.

واستانی از آرامش در میان هرج و مرج.

Her face had an expression of absolute serenity.

چهره‌اش حالتی از آرامش کامل داشت.

She escaped to the comparative serenity of the kitchen.

او به آرامش نسبی آشپزخانه فرار کرد.

an oasis of serenity amidst the bustling city.

واسطه‌ای از آرامش در میان شهر شلوغ

Her face, though sad, still evoked a feeling of serenity.

چهره‌اش، اگرچه غمگین، هنوز هم احساسی از آرامش را برانگیخت.

His serenity was but the array of wild flowers niched in his ruin.

آرامش او فقط مجموعه ای از گل های وحشی بود که در خرابه هایش قرار داشت.

Practice word therapy—serenity, urbanity, imperturbability, equanimity. Say those powerful, mind-healing words over to yourself every day. Let them recondition your stressful attitudes.

تمرین درمانی کلمات - آرامش، متمدن بودن، نداشتن پریشانی، متانت. هر روز این کلمات قدرتمند و ترمیم‌کننده ذهن را برای خودتان تکرار کنید. اجازه دهید نگرش‌های استرس‌زا و مضطرب شما را دوباره شرطی کنند.

نمونه‌های واقعی

We ask God to grant us the serenity to accept the things we cannot change.

ما از خدا می‌خواهیم تا به ما آرامش دهد تا چیزهایی را که نمی‌توانیم تغییر دهیم، بپذیریم.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 2

The charm of the lane lies in its absolute serenity.

جذابیت مسیر در آرامش مطلق آن نهفته است.

منبع: Selected Modern Chinese Essays 1

I'd give anything for your kind of serenity. Great.

من برای آرامش شما هر کاری انجام می‌دهم. عالی.

منبع: Grey's Anatomy Season 2

Her beauty and her serenity speak of her endless compassion.

زیبایی و آرامش او نشان دهنده شفقت بی‌پایان اوست.

منبع: BBC documentary "A Hundred Treasures Talk About the Changes of Time"

But when it's still, there's a calmness and serenity.

اما وقتی ساکت است، آرامش و آسایش وجود دارد.

منبع: Appreciation of English Poetry

Long hoped for calm, the autumnal serenity and the wisdom of age?

آرامش مورد انتظار طولانی مدت، آسایش پاییزی و خرد سن؟

منبع: Four Quartets

West Lake is a big attraction in China because of its beauty and serenity.

دریاچه غربی به دلیل زیبایی و آسایش آن یک جاذبه بزرگ در چین است.

منبع: 2018 Best Hits Compilation

He continued his journey with courage and serenity, even under the threat of death.

او با شجاعت و آسایش به سفر خود ادامه داد، حتی در برابر تهدید مرگ.

منبع: Tales of Imagination and Creativity

Everything that was supposed to define womanhood, demure, chaste serenity, is junked for Costanza.

هر آنچه قرار بود زن بودن را تعریف کند، متواضع، باکره و آرام، برای کاستانزا دور ریخته شده است.

منبع: The Power of Art - Giovanni Lorenzo Bernini

They promoted serenity and glorified the best qualities of the state and of good leadership.

آنها آسایش را ترویج کردند و بهترین ویژگی‌های کشور و رهبری خوب را ستایش کردند.

منبع: History

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید