A terrible restlessness that was like to hunger afflicted Martin Eden.
یک بی قراری وحشتناک که مانند گرسنگی، مارتین اِدن را آزار می داد.
Thou, soul, unloosen’d—the restlessness after I know not what;
تو، روح، رهاشده – بیقراری پس از اینکه نمیدانم چه؛
restlessness before an important event
بیقراری قبل از یک رویداد مهم
restlessness in the waiting room
بیقراری در اتاق انتظار
restlessness due to lack of sleep
بیقراری به دلیل کمبود خواب
restlessness during a long flight
بیقراری در طول یک پرواز طولانی
restlessness in a crowded place
بیقراری در یک مکان شلوغ
restlessness caused by uncertainty
بیقراری ناشی از عدم اطمینان
restlessness in times of change
بیقراری در زمان تغییر
restlessness in the face of challenges
بیقراری در برابر چالشها
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید