serf

[ایالات متحده]/sɜːf/
[بریتانیا]/sɝf/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که مجبور به کار در یک مزرعه یا انجام کارهای دیگر است و فاقد آزادی است؛ فرد تحت ستم

عبارات و ترکیب‌ها

feudal serfdom

سَرْفِ فئودال

serf labor

کارِ سرف

serfdom system

نظام سرف

جملات نمونه

They did not allow the serfs any freedom.

آنها به دهقانان اجازه ندادند هیچ آزادی‌ای داشته باشند.

the serfs had been liberated.

خدمتکاران آزاد شده بودند.

This movement overthrew the serf system and freed a million serfs and slaves.

این جنبش نظام برده‌داری را سرنگون کرد و یک میلیون برده و برده را آزاد کرد.

The serf-owners had the right to beat,abuse or even kill the serfs at will.

مالکان خدمتکاران حق داشتند به میل خود کتک بزنند، مورد سوء استفاده قرار دهند یا حتی آنها را بکشند.

In the Middle Ages, a lord and a serf had very different places in life.

در قرون وسطی، جایگاه یک ارباب و یک خدمتکار در زندگی بسیار متفاوت بود.

The serf worked the land for the lord.

خدمتکار برای ارباب زمین را کار می‌کرد.

The serf had no rights or freedoms.

خدمتکار هیچ حق یا آزادی نداشت.

The serf was bound to the land.

خدمتکار به زمین وابسته بود.

The serf lived in poverty and servitude.

خدمتکار در فقر و بردگی زندگی می‌کرد.

The serf was at the mercy of the lord.

خدمتکار به حال ارباب وابسته بود.

The serf's labor benefited the feudal system.

تلاش‌های خدمتکار به سیستم فئودال سود رساند.

The serf longed for freedom and autonomy.

خدمتکار برای آزادی و خودمختاری آرزو می‌کرد.

The serf's life was harsh and unfree.

زندگی خدمتکار سخت و بدون آزادی بود.

The serf was considered property of the lord.

خدمتکار به عنوان دارایی ارباب در نظر گرفته می‌شد.

The serf had no say in his own fate.

خدمتکار در سرنوشت خود نقشی نداشت.

نمونه‌های واقعی

Chekhov was born in 1860. His paternal grandfather had been a serf.

چخوف در سال 1860 متولد شد. پدربزرگ پدری‌اش رعیت بوده است.

منبع: Crash Course in Drama

You could gamble serfs, real people.

می‌توانستید رعیت‌ها را شرط‌بندی کنید، آدم‌های واقعی.

منبع: Yale University Open Course: European Civilization (Audio Version)

Historians see enormous political and economic impacts. Worker shortages gave serfs more bargaining power and hastened the end of feudalism.

تاریخ‌نگاران پیامدهای سیاسی و اقتصادی عظیم را می‌بینند. کمبود نیروی کار باعث افزایش قدرت چانه‌زنی رعیت‌ها و تسریع در پایان فئودالیسم شد.

منبع: PBS Health Interview Series

On the way he fell in with some peasants carting manure, a few of Markelov's former serfs.

در طول راه، با چند دهقان که کود جابجا می‌کردند، برخورد کرد، تعدادی از رعیت‌های سابق مارکلوف.

منبع: Virgin Land (Part 1)

She said she was his serf, his slave, and she opened her yearning heart and took him in.

او گفت که رعیت او، برده اوست و قلب مشتاق خود را باز کرد و او را در آغوش گرفت.

منبع: The Short Stories of Mark Twain

And then there's me... the peasant, the serf.

و بعد من... دهقان، رعیت.

منبع: Everybody Loves Raymond Season 6

Dressing up as a peasant and walking amongst the serfs.

در لباس دهقان و قدم زدن در میان رعیت‌ها.

منبع: The Good Wife Season 1

I get a lot of bad mail from the serfs.

من نامه‌های بد زیادی از رعیت‌ها دریافت می‌کنم.

منبع: Love and Death

Others were more like European serfs.

بقیه بیشتر شبیه رعیت‌های اروپایی بودند.

منبع: Carefully listening materials

But in this virtual reality, we are like serfs, toiling on the lands of medieval lords.

اما در این واقعیت مجازی، ما مانند رعیت هستیم، که در زمین‌های لرد‌های قرون وسطی به زحمت می‌افتیم.

منبع: TED Talks (Video Edition) August 2023 Compilation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید