freeman

[ایالات متحده]/'friːmən/
[بریتانیا]/ˈfrimən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که از شهروندی لذت می‌برد و از بردگی یا خدمت آزاد است؛ Freeman (نام خانوادگی، نام داده شده برای مردان)

جملات نمونه

Freeman constructs a highly schematic reading of the play.

فریمن یک تفسیر بسیار شماتیک از نمایشنامه ارائه می دهد.

Shanghai Freeman is a production and marketing organization specialized in pharmaceutical &agrichemical APIs, fine chemicals &nutriceuticals.

شانگهای فریمن یک سازمان تولید و بازاریابی است که در زمینه APIهای دارویی و محصولات کشاورزی، مواد شیمیایی خوب و مواد مغذی تخصصی است.

Angelhood has invited the professional trainer Freeman Wen from to conduct a training for our customers to deepen their understandings about KINGDOM products. This training will be held on 2009-2-28.

Angelhood از مربی حرفه‌ای فریمن ون از دعوت کرده است تا برای عمق بخشیدن به درک مشتریان ما در مورد محصولات KINGDOM، یک دوره آموزشی برگزار کند. این آموزش در تاریخ 2009-2-28 برگزار خواهد شد.

a freeman of the city

یک فرد آزاد از شهر

to be a freeman of the land

یک فرد آزاد از سرزمین بودن

a freeman of the guild

یک فرد آزاد از انجمن

to live as a freeman

زندگی به عنوان یک فرد آزاد

to become a freeman

تبدیل شدن به یک فرد آزاد

to grant someone freeman status

اعطای وضعیت فرد آزاد به کسی

to exercise the rights of a freeman

بهره برداری از حقوق یک فرد آزاد

to enjoy the privileges of a freeman

لذت بردن از امتیازات یک فرد آزاد

to act like a freeman

عمل کردن مانند یک فرد آزاد

to be regarded as a freeman

به عنوان یک فرد آزاد در نظر گرفته شود

نمونه‌های واقعی

Even a freeman has no right to a trial by jury.

حتی یک آدم آزاد حق داشتن دادگاه منصفانه ندارد.

منبع: America The Story of Us

Guardians have no place in a land of freemen.

نگهبانان جایگاهی در سرزمین آدم‌های آزاد ندارند.

منبع: Southwest Associated University English Textbook

Middlemarch is a little backward, I admit — the freemen are a little backward.

میلمارچ کمی عقب مانده است، اعتراف می کنم - آدم‌های آزاد کمی عقب مانده هستند.

منبع: Middlemarch (Part Three)

A poll tax upon slaves is altogether different from a poll-tax upon freemen.

مالیات سرشماری بر روی برده ها کاملاً با مالیات سرشماری بر روی آدم های آزاد متفاوت است.

منبع: The Wealth of Nations (Part Five)

Scotch thanes, in Scotland, members of a rank between ordinary freemen and hereditary nobles.

ثین های اسکاتلندی، در اسکاتلند، اعضای رتبه ای بین آدم های آزاد معمولی و اشراف ارثی.

منبع: Southwest Associated University English Textbook

Last month, Mr. Ford walked out of Louisiana' s notorious Angola prison a freeman exonerated after 30 years on death roll.

ماه گذشته، آقای فورد از زندان مشهور آنگولا در لوئیزیانا به عنوان یک آدم آزاد که پس از 30 سال در لیست اعدام تبرئه شده بود، خارج شد.

منبع: BBC Listening Collection April 2014

The human nature of paupers, of slaves, of slave-holders, or the human nature of wealthy freemen?

طبیعت انسان فقرا، برده ها، صاحبان برده یا طبیعت انسان آدم های آزاد ثروتمند؟

منبع: News from Wuyou Township (Part 1)

Universal education in Germany dates only from the Napoleonic wars; and its object has been to make freeman.

آموزش همگانی در آلمان تنها از زمان جنگ های ناپلئونی آغاز شده است و هدف آن ایجاد آدم آزاد بوده است.

منبع: Southwest Associated University English Textbook

What business has an old county man to come currying favor with a low set of dark-blue freemen?

یک مرد شهرستان پیر چه شغلی دارد که با یک گروه کم از آدم های آزاد آبی، چاپلوسی کند؟

منبع: Middlemarch (Part Three)

The terrible lesson Burch taught me, impressed indelibly upon my mind the danger and uselessness of asserting I was a freeman.

درس وحشتناکی که برچ به من آموخت، به طور غیرقابل محو در ذهن من خطر و بی فایده بودن ادعای اینکه من یک آدم آزاد بودم را نشاند.

منبع: Twelve Years a Slave

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید