serially

[ایالات متحده]/'siəriəli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور مداوم یا متوالی؛ به صورت سریالی.

جملات نمونه

This machine is mostly used for the machine serially foaming unlimited long slicking of foam rubber .

این دستگاه عمدتاً برای کف‌سازی سریالی و نامحدود طولانی لاستیک فوم استفاده می‌شود.

The episodes were released serially on a weekly basis.

قسمت‌ها به صورت متوالی و هفتگی منتشر شدند.

She read the books in the series serially.

او کتاب‌های مجموعه را به صورت متوالی خواند.

The tasks were completed serially, one after the other.

وظایف به صورت متوالی، یکی پس از دیگری انجام شدند.

The numbers are arranged serially from smallest to largest.

اعداد به صورت متوالی از کوچک به بزرگ مرتب شده‌اند.

He listens to music albums serially, from start to finish.

او به صورت متوالی، از ابتدا تا انتها به آلبوم‌های موسیقی گوش می‌دهد.

The movies in the franchise are best watched serially.

بهتر است فیلم‌های این مجموعه را به صورت متوالی تماشا کرد.

The chapters in the book are meant to be read serially.

قرار است فصل‌های کتاب به صورت متوالی خوانده شوند.

The events in history happened serially over time.

واقعه‌های تاریخی به صورت متوالی در طول زمان رخ دادند.

The software updates are installed serially to avoid errors.

برای جلوگیری از خطا، به‌روزرسانی‌های نرم‌افزار به صورت متوالی نصب می‌شوند.

The data is processed serially for accuracy.

برای اطمینان، داده‌ها به صورت متوالی پردازش می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید