sequentially

[ایالات متحده]/si'kwenʃəli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به ترتیب متوالی یا در یک توالی

جملات نمونه

3. Signal recognition particle(SRP) pathway is a highly conserved pathway for protein targeting, and was found sequentially in eukaryotes, prokaryotes and archaebacteria.

3. مسیر سیگنال شناسایی ذره (SRP) یک مسیر بسیار حفظ شده برای هدف‌گذاری پروتئین است و به طور متوالی در یوکاریوت‌ها، پروکاریوت‌ها و آرکاباکتری‌ها یافت شده است.

The chapters in the book are arranged sequentially.

فصل‌های کتاب به ترتیب قرار گرفته‌اند.

The numbers on the clock move sequentially.

اعداد روی ساعت به ترتیب حرکت می‌کنند.

The steps to complete the task must be followed sequentially.

مراحل انجام وظیفه باید به ترتیب دنبال شوند.

The events in the story unfold sequentially.

رویدادهای داستان به ترتیب آشکار می‌شوند.

The tasks are to be completed sequentially, not all at once.

وظایف باید به ترتیب انجام شوند، نه همزمان.

The students are required to answer the questions sequentially.

از دانش‌آموزان خواسته شده است که به ترتیب به سؤالات پاسخ دهند.

The software processes data sequentially.

نرم‌افزار داده‌ها را به ترتیب پردازش می‌کند.

The numbers should be entered sequentially.

اعداد باید به ترتیب وارد شوند.

The keys on the piano are played sequentially to create music.

برای ساختن موسیقی، کلیدهای پیانو به ترتیب نواخته می‌شوند.

The tasks are to be completed sequentially, following the given order.

وظایف باید به ترتیب انجام شوند، طبق ترتیبی که داده شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید