reach a settlement
رسیدن به توافق
be settled in
در مورد آن توافق شود
they settled in with very little fuss.
آنها با ناراحتی بسیار کم مستقر شدند.
the pews settled down.
نیمکتها آرام گرفتند.
in 1863 the family settled in London.
در سال 1863 خانواده در لندن مستقر شد.
he settled into an armchair.
او در یک صندلی راحتی مستقر شد.
she settled on a slab of rock.
او روی یک تکه سنگ مستقر شد.
The dispute was settled by mediation.
اختلاف از طریق میانجیگری حل شد.
a period of settled weather
یک دوره آب و هوای پایدار
Pioneers settled the West.
پیشگامان غرب را استعمار کردند.
The cold settled in my chest.
سرما در سینهام مستقر شد.
The case was settled out of court.
این پرونده خارج از دادگاه حل و فصل شد.
It's not finally settled yet.
هنوز به طور قطعی مشخص نشده است.
The Dutch settled in South Africa.
هلندی ها در آفریقای جنوبی مستقر شدند.
The insect settled on a leaf.
حشره روی یک برگ نشست.
They settled the dispute among themselves.
آنها اختلاف را خودشان حل کردند.
a desert with no settled population
یک صحرا با جمعیت ساکن ندارد
The dust slowly settled down.
گرد و غبار به آرامی نشست.
It's time we settled up.
وقتشه حساب کنیم.
The dispute was settled honorably.
اختلاف به طور شرافتمندانه حل و فصل شد.
Darkness settled over the fields. Dust settled in the road.
تاریکی بر دشت ها مستقر شد. گرد و غبار در جاده نشست.
The balance will be settled in convertible currency within three months.
این مبلغ در عرض سه ماه با ارز قابل تبدیل تسویه حساب خواهد شد.
منبع: Travel English for Going AbroadHi Neil! How are you settling in?
سلام نیل! چطور دارید جا میافتید؟
منبع: 6 Minute EnglishWe should resort to reasoning to settle problems.
ما باید برای حل مشکلات به استدلال متوسل شویم.
منبع: English proverbsA stillness had settled over the scene.
سکوت بر صحنه حاکم شده بود.
منبع: 7. Harry Potter and the Deathly HallowsWhen the war was over, everything would be settled, somehow.
وقتی جنگ تمام شد، به نحوی همه چیز تسویه حساب خواهد شد.
منبع: Gone with the WindWe were hampered in getting settled, due to our work.
به دلیل کارمان، در جا افتادن ما دچار مشکل شدیم.
منبع: Hu Min reads stories to remember TOEFL vocabulary.Even the creator of QWERTY wasn't settled on QWERTY!
حتی سازنده QWERTY هم در مورد QWERTY نظر قطعی نداشت!
منبع: Popular Science EssaysTheir stomachs will not be settled this summer.
شکمهای آنها تابستان امسال آرامش نخواهد داشت.
منبع: TimeYou'll feel better after you get settled.
بعد از اینکه جا افتادید بهتر خواهید شد.
منبع: Volume 4Here's the old thing, comfortably settled in Madrid.
این چیز قدیمی، به راحتی در مادرید جا افتاده است.
منبع: The Power of Art - Pablo Picassoلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید