concluded discussion
بحث خاتمه یافته
concluded agreement
توافقنامه خاتمه یافته
concluded meeting
جلسه خاتمه یافته
concluded report
گزارش خاتمه یافته
concluded contract
قرارداد خاتمه یافته
concluded findings
یافتههای خاتمه یافته
concluded analysis
تجزیه و تحلیل خاتمه یافته
concluded project
پروژه خاتمه یافته
concluded session
نشست خاتمه یافته
concluded terms
شرایط خاتمه یافته
the meeting concluded with a positive outcome.
جلسه با نتیجه مثبتی به پایان رسید.
after much discussion, they finally concluded the agreement.
پس از بحثهای فراوان، آنها بالاخره به توافق رسیدند.
the investigation concluded that no wrongdoing occurred.
تحقیقات نشان داد که هیچ تخلفی رخ نداده است.
she concluded her presentation with a summary of key points.
او ارائه خود را با خلاصه ای از نکات کلیدی به پایان رساند.
the report concluded that further research is needed.
گزارش نشان داد که تحقیقات بیشتری مورد نیاز است.
they concluded the event with a closing ceremony.
آنها رویداد را با یک مراسم اختتامیه به پایان رساندند.
he concluded that it was time to make a change.
او نتیجه گرفت که وقت آن رسیده است که تغییری ایجاد کند.
the study concluded that exercise improves mental health.
مطالعه نشان داد که ورزش سلامت روان را بهبود میبخشد.
we concluded our negotiations after several rounds.
ما مذاکرات خود را پس از چند دور به پایان رساندیم.
the author concluded the book with a thought-provoking chapter.
نویسنده کتاب را با یک فصل تفکر برانگیز به پایان رساند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید