decided

[ایالات متحده]/dɪ'saɪdɪd/
[بریتانیا]/dɪ'saɪdɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. واضح; روشن; قاطع
n. زمان گذشته "تصمیم گرفتن"

جملات نمونه

It was decided negatively.

تصمیم گرفته شد به صورت منفی.

The court decided in favor of the plaintiff.

دادگاه به نفع خواهان رای داد.

They’ve decided to reconstruct this building.

آنها تصمیم گرفته‌اند این ساختمان را بازسازی کنند.

the sunshine is a decided improvement.

نور خورشید یک بهبود آشکار است.

the judge decided in favour of the defendant.

قاضی به نفع متهم رای داد.

he'd decided that there was no future in the gang.

او تصمیم گرفته بود که در این باند آینده‌ای وجود ندارد.

the council decided not to pursue an appeal.

شورای شهر تصمیم گرفت که از تجدیدنظرخواهی صرف نظر نکند.

such men decided the selection of candidates.

مردانی با اینگونه، انتخاب نامزدها را تعیین کردند.

he decided to tour France.

او تصمیم گرفت فرانسه را گشت.

in their wisdom they decided to dispense with him.

با خرد خود تصمیم گرفتند از او صرف نظر کنند.

I decided to get a work.

من تصمیم گرفتم یک کار گیرم.

decided to put the plan into mothballs.

تصمیم گرفتند طرح را کنار بگذارند.

He decided to go himself.

او تصمیم گرفت خودش برود.

The judge decided the case.

قاضی پرونده را تعیین کرد.

There is a decided difference between them.

یک تفاوت آشکار بین آنها وجود دارد.

decided to go into the oil business.

تصمیم گرفتند وارد تجارت نفت شوند.

We decided to go on foot.

ما تصمیم گرفتیم پیاده برویم.

They decided to reform social abuses.

آنها تصمیم گرفتند سوء استفاده های اجتماعی را اصلاح کنند.

نمونه‌های واقعی

I've decided on the one called 'Select'.

من تصمیم گرفتم آن‌هایی را که 'انتخاب' نام دارند.

منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 6

But I see you've decided to go.

اما می‌بینم که تصمیم گرفته‌اید بروید.

منبع: Jane Eyre (Abridged Version)

The next growing season, we decided to experiment.

در فصل کشت و زرع بعدی، تصمیم گرفتیم آزمایش کنیم.

منبع: Global Slow English

And we decided we would go to London.

و ما تصمیم گرفتیم به لندن برویم.

منبع: The Life Philosophy of Stars (Bilingual Selection)

Slow down. We haven't decided anything yet.

آرام باشید. ما هنوز هیچ تصمیمی نگرفته‌ایم.

منبع: Modern Family Season 6

But she said it was avoidable if the right policies were decided.

اما او گفت که می‌توان آن را اجتناب کرد اگر سیاست‌های مناسبی اتخاذ شود.

منبع: BBC Listening Collection October 2014

The make-up of statehouses and senates are being decided.

ترکیب ساختمان‌های ایالتی و سناها در حال تصمیم‌گیری است.

منبع: CNN 10 Student English November 2020 Collection

We reported in late September how the government had decided to allow women to drive.

ما در اواخر سپتامبر گزارش کردیم که دولت تصمیم گرفته بود به زنان اجازه دهد رانندگی کنند.

منبع: CNN 10 Student English November 2017 Collection

He could get to Zalem, he decided, by balloon.

او تصمیم گرفت با بالن به زالم برسد.

منبع: Alita: Battle Angel

And now, you've suddenly decided to stop brushing.

و حالا، شما ناگهان تصمیم گرفته‌اید مسواک زدن را متوقف کنید.

منبع: If there is a if.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید