shrive

[ایالات متحده]/ʃraɪv/
[بریتانیا]/ʃraɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. اعترافات را شنیدن؛ طلب بخشش کردن
vt. پس از شنیدن اعتراف، آمرزش دادن

عبارات و ترکیب‌ها

shrive me

گناهان مرا ببخش

shrive sin

گناه را بخشایش کن

shrive soul

روح را بخشایش کن

shrive heart

قلب را بخشایش کن

shrive prayer

دعا را بخشایش کن

shrive spirit

روح را بخشایش کن

shrive confession

اعتراف را بخشایش کن

shrive offering

نذری را بخشایش کن

shrive grace

نعمت را بخشایش کن

shrive mercy

مهربانی را بخشایش کن

جملات نمونه

she decided to shrive herself before the important meeting.

او تصمیم گرفت قبل از جلسه مهم خود را بخشش بخشد.

the priest will shrive the congregation during the service.

کشیش در طول مراسم، جماعت را بخشش خواهد داد.

he felt the need to shrive his sins before the new year.

او احساس کرد قبل از سال جدید نیاز دارد گناهان خود را بخشش بخشد.

many people seek to shrive their guilt through confession.

بسیاری از مردم به دنبال بخشش گناه خود از طریق اعتراف هستند.

she wanted to shrive her soul after the difficult year.

او می‌خواست بعد از سال سخت روح خود را بخشش بخشد.

to shrive is to seek forgiveness and peace.

بخشیدن به معنای جستجوی بخشش و صلح است.

he went to the chapel to shrive his conscience.

او برای بخشش وجدان خود به کلیسا رفت.

they believe that to shrive is essential for spiritual growth.

آنها معتقدند که بخشش برای رشد معنوی ضروری است.

before the festival, she took time to shrive her past mistakes.

قبل از جشنواره، او زمانی را برای بخشش اشتباهات گذشته خود صرف کرد.

he felt lighter after he chose to shrive his regrets.

او بعد از اینکه تصمیم گرفت پشیمانی‌های خود را بخشش کند، احساس سبکی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید