repent

[ایالات متحده]/rɪˈpent/
[بریتانیا]/rɪˈpent/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. احساس پشیمانی یا ناراحتی
vt. احساس پشیمانی یا ناراحتی درباره؛ متاسف برای
adj. خزنده یا به آرامی حرکت کننده

عبارات و ترکیب‌ها

repent of

توبه کردن

جملات نمونه

repent of one's carelessness

پشیمانی از بی‌احتیاطی

repent an imprudent act

توبه از یک عمل غیرمتفکرانه

I repent me of all I did.

من از همه کارهایی که کردم پشیمانم.

have nothing to repent of

هیچ چیز برای پشیمانی ندارم.

repented of intemperate behavior.

از رفتار بی‌منطق خود پشیمان شد.

Marry in haste, and repent at leisure.

با عجله ازدواج کنید و بعداً پشیمان شوید.

Darren repented having shot the bird.

دارن از شلیک به پرنده پشیمان بود.

He repented his thoughtlessness.

او از بی‌فکری خود پشیمان بود.

he repented of his action.

او از عمل خود پشیمان بود.

Marian came to repent her hasty judgement.

ماریان برای پشیمانی از قضاوت عجوله‌اش آمد.

نمونه‌های واقعی

He said there was nothing to repent. Criminals are supposed to repent.

او گفت که هیچ چیز برای پشیمانی وجود ندارد. انتظار می‌رود مجرمان پشیمان شوند.

منبع: BBC Listening Compilation April 2023

'Well, well, you must not do anything rash, or that you might repent.

خب، خب، نباید هیچ کاری عجولانه انجام دهید، یا اینکه ممکن است پشیمان شوید.

منبع: The Sign of the Four

680. He repents having compensated the dispensable pesion for fear of penalty.

680. او پشیمان است که برای ترس از مجازات، بازنشسته غیرضروری را جبران کرده است.

منبع: Remember 7000 graduate exam vocabulary in 16 days.

So what happens if I repent later? Like, say, when I'm 75?

پس اگر بعداً پشیمان شوم چه می‌شود؟ مثلاً، فرض کنید وقتی 75 ساله هستم؟

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 1

I felt ill at ease; my wrath had simmered away; I repented.

احساس ناراحتی کردم؛ خشمم فروکش کرده بود؛ من پشیمان شدم.

منبع: Education of Love

Alas, it is too late to repent.

متاسفانه، دیگر برای پشیمانی دیر شده است.

منبع: Selected Modern Chinese Essays 1

The criminal repented his crimes before the priest.

جنایتکار قبل از کشیش از جنایات خود پشیمان شد.

منبع: Liu Yi's breakthrough of 5000 English vocabulary words.

But there must be something I can do. You know I've repented. We...we can get past this.

اما حتماً کاری هست که بتوانم انجام دهم. می‌دانید که من پشیمان شده‌ام. ما...ما می‌توانیم از این گذشته شویم.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 4

" There is still time" ! he cried. " Reflect! perhaps you may repent" !

"هنوز زمان هست"! او فریاد زد. "فکر کن! شاید بتوانید پشیمان شوید!

منبع: Madame Bovary (Part Two)

She was humbled, she was grieved; she repented, though she hardly knew of what.

او متواضع شد، او غمگین بود؛ او پشیمان شد، اگرچه به سختی نمی‌دانست از چه.

منبع: Pride and Prejudice (Original Version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید