singed hair
موهای سوخته
singed edges
لبههای سوخته
singed skin
پوست سوخته
singed feathers
پرهای سوخته
singed eyebrows
ابروهای سوخته
singed paper
مقوا سوخته
singed fabric
پارچه سوخته
singed leaves
برگهای سوخته
singed surface
سطح سوخته
the edges of the paper were singed by the flame.
لبههای کاغذ در اثر شعله سوخته بودند.
he singed his eyebrows while cooking.
او در حین آشپزی، ابروهایش را سوخت.
the singed leaves indicated a recent fire.
برگهای سوخته نشاندهنده آتشسوزی اخیر بودند.
she noticed the singed hair after the accident.
او متوجه موهای سوخته پس از حادثه شد.
the singed edges of the fabric were a sign of carelessness.
لبههای سوخته پارچه نشاندهنده بیاحتیاطی بود.
he accidentally singed his shirt while grilling.
او به طور تصادفی در حین باربیکیو، پیراهنش را سوخت.
the singed smell lingered in the air.
بوی سوخته در هوا ماند.
after the fire, the singed walls needed repainting.
پس از آتشسوزی، دیوارهای سوخته نیاز به رنگآمیزی مجدد داشتند.
he had a singed mark on his arm from the explosion.
او یک جای سوخته روی بازویش از انفجار داشت.
the singed book pages were a reminder of the past.
صفحات سوخته کتاب یادآور گذشته بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید