singularly

[ایالات متحده]/'siŋgjuləli/
[بریتانیا]/ˈsɪ ŋɡjəlɚlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به‌طور استثنایی، به‌ویژه، فوق‌العاده

جملات نمونه

The statement of our delegation was singularly appropriate to the occasion.

اظهارات هیئت ما به طور خاص برای این مناسبت مناسب بود.

his illustration is singularly infelicitous.

تصویری به طرز خاص نامناسب است.

singularly wet weather for June

شرایط آب و هوای به طرز خاص خیس برای ماه ژوئن

This treatment was singularly inappropriate in her case.

این درمان به طور خاص در مورد او نامناسب بود.

We did some singularly boring experiment.

ما یک آزمایش به طرز خاص خسته کننده انجام دادیم.

Charlotte thought her very singularly dressed.

شارلوت فکر کرد که او بسیار لباس عجیب پوشیده است.

I am singularly unqualified to write about football.

من به طرز خاص صلاحیت نوشتن در مورد فوتبال را ندارم.

you have singularly failed to live up to your promises.

شما به طرز خاص نتوانستید به وعده های خود عمل کنید.

Noiseless apart from the babble of conversations that rise animatedly over the park's laidback soundtrack, it is singularly peaceful for a city centre location.

بدون هیچ سر و صدایی به جز همهمه‌ صحبت‌هایی که با شور و نشاط بر فراز موسیقی آرام پارک بالا می‌روند، برای یک مکان در مرکز شهر به‌طور خاص آرامش‌بخش است.

HONEY, a most assimilable carbohydrate compound, is a singularly acceptable, practical and most effective aliment to generate heat, create and replace energy, and furthermore, to form certain tissues.

عسل، یک ترکیب کربوهیدرات بسیار قابل جذب، یک غذای قابل قبول، کاربردی و بسیار موثر برای تولید گرما، ایجاد و جایگزینی انرژی و همچنین برای تشکیل بافت های خاص است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید